|
||||||
تبيان آثار موضوعي دفتر بيست و دوم (صفحه۱)فهرست اصلي فهرست: تبيان آثار موضوعي دفتر بيست و دوم ![]() اول : از آنجا كه يكي از مهمترين شئون حكومت اسلامي همانا برپا داشتن حق و احقاق حق صاحبان حقوق ، و دفع باطل و طرد باطلگرايان ، و در نهايت اجراي احكام و حدود الهي است و اين مقصود جز با وجود دستگاه قضايي مستقل ، عدالت محور ، مقتدر ، قاطع و استوار - كه با كمال دقت و احتياط ، و پرهيز از لغزش و انحراف ، ضامن اجراي مقررات الهي باشد - قابل حصول نيست ؛ به همين دليل در اسلام كمتر چيزي مانند قوه قضاييه مورد توجه بوده است ؛ زيرا جان ، مال ، حيثيّت و ناموس مردم ، همه در زير نفوذ آن قرار دارد و بار سنگين تامين امنيّت نفوس ، اموال ، آبرو و عزّت جامعه بر عهده آن است . بر اين اساس رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ، قوه قضاييه را در اسلام جزء طراز اول مراكز با اهميّت اداري و حتي حسّاسترين مكان نظام دانسته و به وجوب كفايي تصدي امر قضاوت ( اجتهاداً يا تقليداً ) فتوا داده و پرهيز و خودداري واجدان شرايط را از خدمت در دستگاه قضايي جايز نشمرده و از سوي ديگر ، تضعيف و توهين قوه قضاييه را برخلاف موازين اسلامي دانستهاند . به نظر ايشان قوه قضاييه ملجا و پناهگاه مردم ستمديده است و از چنان اهميّتي برخوردار ميباشد كه اگر مطابق موازين اسلامي - انساني رفتار كند ميتواند نجاتبخش و حلّال بسياري از مشكلات كشور باشد و اين امر در صورتي تحقق خواهد يافت كه مردم ، تجارت ، معيشت و حيثيّت خود را از گزند هرگونه تجاوز و آسيب هر نوع تعدّي در امان ببينند و از صحّت قضا ، ابلاغ ، اجرا و احضار ، احساس آرامش و امنيت كنند و اسلام بزرگ و دولت اسلامي را پشتيبان خود بدانند و قوه قضاييه را در دادخواهيها و اجراي عدالت و حدود اسلامي ، در خدمت خود مشاهده كنند و قضات دستگاه نيز در تحصيل رضايت ملّت بكوشند كه مسلماً اين امر رضايت خداوند متعال را به دنبال خواهد داشت . دوم : گرچه همواره خطاي قاضي ، بزرگ و عمد او ، مصيبت بار است و از اين جهت در هيچ زمان و مكاني قابل قبول نيست ؛ ليكن از ديدگاه امام راحل ( س ) در اين عصر كه معارف ثقلين پس از قرنها غربت و مظلوميت ، در سايه انقلاب عظيم و شكوهمند اسلامي شكوفا شده است و انشاءاللَّه ديري نميپايد كه سنگرهاي كليدي جهان را فتح نمايد ، مسئوليت قضات نسبت به سابق ، صدچندان و حتي از صدر اسلام نيز خطيرتر ميباشد ؛ زيرا در صدر اسلام قضات شرع فقط به رعايت حقوق مردم سفارش ميشدند ؛ امّا امروزه علاوه بر اين وظيفه ، دستگاه قضايي و قاضيان آن پاسبان آبرو و حيثيّت اسلام و جمهوري اسلامي و حافظ كيان روحانيت هستند ، چنانكه انحراف يا تخلف در فتوا و قضاوت ، كه مايه از دست رفتن جان ، مال ، حيثيت و آبرويي شود ، مردم را از دستگاه قضايي مايوس و به جمهوري اسلامي بدبين ميسازد و خداي ناكرده اصل اسلام را ناپسند جلوه ميدهد . سوم : همان طوري كه يك پزشك آگاه مورد اعتماد براي نجات جان يك انسان ، جز قطع كردن عضو يا اعضاي فاسد و غيرقابل ترميم بدن وي چارهاي ندارد و اين كار وي عين رحمت و شفقت بر بيمار محسوب ميشود و همان گونه كه يك كشاورز كاردان دلسوز به منظور صيانت كشت خويش از گزند آفات بيروني ، علفهاي هرز را ميچيند و دور ميريزد و اين اقدام او جز رافت و عطوفت بر محصول مزرع و مرتع به شمار نميآيد ، اجراي حدود ، قصاص ، تعزيرات ، ديات و كليه احكام جزايي اسلام در جامعه اسلامي نيز كه احياناً با از ميان برداشتن مفسدان و تبهكاران غيرقابل اصلاح از صحنه اجتماع همراه است ، هم براي تربيت و صلاح خود منحرفان ، سودمند ، بلكه ضروري است و هم براي اصلاح پيكره جامعه - كه آحاد آن چونان اعضاي يك انسانند - نافع ، بلكه لازم است ؛ زيرا از اين رهگذر ، تخم بيدادگريها ، دزديها و بيعفتيهاي خانمانسوز از كشور برچيده ميشود و صحن جامعه از لوث عناصر پليد و خُبث رذايل اخلاقي ، پاكسازي و تطهير ميگردد و با ممانعت از رشد و گسترش فساد و سرايت آن به ديگران ، سلامت ، سعادت و مصلحت آحاد جامعه تامين و حيات معقول و شايسته براي همگان بيمه و تضمين خواهد گشت ، و اين جز پاسداري از حقوق بشر و حراست از مصالح والاي اجتماع انساني و اسلامي براي نيل به كمال لايق آن چيز ديگري نيست . طبق اين معيار ، امام خميني ( س ) از سنت حضرت نبياكرم ( ص ) استفاده مينمايد و قتل يهود بني قريظه را از رحمت كامل آن حضرت ميدانند و ميفرمايند شمشيري كه به گردن يهود بني قريظه و امثال آنها زده ميشود ، به افق رحمت نزديكتر بوده و هست تا به افق غضب و سخط ، و نيز طبق اين معيار ، امام خميني ( س ) درباره قصاص كه گرچه متن آن تجلّي قهر خداست ؛ بطن آن حاوي مهر الهي – كه همانا بارزترين جنبه آن حيات است – ميباشد ، فرمودهاند : قصاص براي اين است كه زندگي بشر تامين بشود ( صحيفه نور - جلد ۶ - ص ۱۷۷ ) و لكم فيالقصاص حيوهٌ يا اولي الالباب ( بقره/۱۷۹ ) و سستي و سهلانگاري در اجراي حدود ، قصاص و تعزير اسلامي را ترحّم بر پلنگ تيزدندان دانستهاند كه جز ستمكاري بر گوسفندان نتيجهاي نخواهد داشت : ترحم بر پلنگ تيزدندان ستمكاري بود بر گوسفندان بدين گونه امام راحل ( س ) از چهره حدود الهي كشف نقاب ميكند و سيماي مهر آنها را از پس پرده قهر نمايان ميسازد و جمال احكام الهي را با خلع كسوت جلال ، جلوهگر مينمايد ؛ به نقد سخن ناآگاهان يا مغرضان كه احكام جزايي اسلام را ، غير انساني ، خشن و ناشي از خوي اعراب و مغاير با حقوق و مصلحت بشر معرفي كردهاند ، ميپردازد . چهارم : از آنجا كه هدف اصيل حكومت اسلامي همانا تربيت الهي انسان و جامعه بشري است ، خصيصه تعليمي ( آموزشي ) و تربيتي ( پرورشي ) در نهان هريك از نهادهاي جمهوري اسلامي ايران و از جمله آنها قوه قضاييه تعبيه شده و نظام قضايي اسلام ، همچون ديگر دستگاهها درصدد است تا از رهگذر اجراي حدود الهي ، به نوبه خود نقش تربيتي خويش را ايفا نمايد . بر اين پايه امام راحل ( س ) كه بنيانگذار اين بناي رفيع و مستحكم است ، حتي از نقش تربيتي زندانها نيز غفلت نميورزد و از آنها به عنوان تربيتگاه ياد ميكند ، به متصديان امور زندانها چنين توصيه ميفرمايند : زندانها را به يك مدرسه آموزش و تربيت اخلاقي مبدل كنيد ، چنانچه تاكنون عمل كردهايد ، تا منحرفان و گناهكاران شيريني عدالت اسلامي را بچشند و به اسلام و نظام اسلامي روآورند و از روي حقيقت توبه كنند و بازگشت به اسلام و خداي متعال نمايند ، كه باب رحمتْ گنهكاران را بهتر جذب ميكند ؛ حتي آن كس كه مستحق حدود الهي است ، از قتل و ديگر جزاها ، بايد از عطوفت ماموران ، تا پاي دار و محل مجازات برخوردار باشند ( صحيفه نور - جلد ۱۸ - ص ۲۳۷ ) يا چه نيكوست كه گويندگان متعهد در زندانها حاضر شده و آنان را تحت تربيت اسلامي - اخلاقي قرار دهند ( صحيفه نور - جلد ۱۴ - ص ۱۴۳ ) پنجم : چون اجراي عدالت عنصر محوري دستگاه قضايي در نظام حكومتي اسلام و به منزله جوهره احكام الهي است كه تخطّي از آن هرگز جايز نميباشد ، به نظر شريف امام امت ( س ) اجراي حدود الهي بايد زير نظر مجتهد عادل انجام گيرد تا مبادا در حق هيچكس ، حتي مجرمان و منحرفان از خدا بيخبر و زندانيان گروهكهاي محارب با نظام نيز ظلمي روا داشته شود و خداي ناكرده از معيارهاي اسلامي و حدود و تعزيرات مقرّره تجاوز و مجرمي زايد بر حدّ و تعزير شرعي ، محدود و معزّر گردد يا علاوه بر سختي زندان ، رنجي بر وي تحميل شود كه اين خود از نظر عدالت اسلامي محكوم و ممنوع بوده و جرمي است كه موجب كيفر خواهد بود . بر اين اساس امام راحل ( س ) از زندانبانان و متصديان امور زندانها به طور مكرّر و موكّد خواستهاند كه براي تحصيل رضوان الهي به پيروي از رسول اكرم ( ص ) ، عفو و رحمت و اغماض را شيوه خود قرار دهند و به زندانيان احترام بگذارند ، با آنان خوشرفتاري و معامله انساني - اسلامي نمايند و از خود عطوفت ، رافت ، مهرباني و رفتار برادرانه نشان دهند و از رويّه احسان كه بالاتر از عدالت است و جنبه تربيتي آن مشهود ميباشد و مرضي خداوند و مورد تاكيد قرآن كريم است ، تبعيت نمايند و از هرگونه آزار گفتاري نظير : درشتگويي ، اهانت ، گفتار ناهنجار ، سب و مانند آن و از هر نوع اذيّت رفتاري همچون : اعمال خشونت ، در مضيقه قرار دادن ، عصبانيت منجر به شكنجه ، ضرب و جرح ، انتقامجويي و بهانهگيري ، گرسنگي دادن و مشابه آن نسبت به محبوسان و تعرض به خانواده آنان اجتناب نمايند و همچنين در تامين رفاه حال زندانيان و حفظ سلامت و بهداشت آنان و ايجاد تسهيلات شغلي براي آنها كوشا باشند . معظمٌله همانطوري كه هرگز تعطيل احكام الهي را تحمل نميكردند و در مقابل تكاليف شرعي بياعتنا نبودند و در اجراي حدود الهي با رعايت كامل جهات شرعي ، هيچ تاخير و درنگي را جايز نميدانستند ، نسبت به كمترين تجاوز از حدود و مقررات الهي در كيفر و مجازات تبهكاران نيز از خويش حساسيت فوقالعاده نشان ميدادند تا همواره صراط مستقيم عدل اسلامي پيموده و از بيراهه افراط و تفريط پرهيز گردد . ششم : به نظر شريف امام راحل ( س ) ، در قانون اسلام براي قاضي شرايطي است كه با مراعات آن و همچنين ديگر ضوابط قانون دادرسي تا حد امكان حقي پايمال نخواهد شد . تفصيل شرايط قاضي و آداب قضاوت از نظر امام امت ( س ) را بايد در كتب فقهي ايشان جستجو كرد ؛ اما آنچه در اين مجموعه ، علاوه بر برخي شرايط معتبر شرعي ، بدان اشاره ميشود و در اينجا به اجمال ذكر ميگردد ، همانا اصل استقلال قاضي است ؛ بدان معنا كه چنانچه قضات شرعي و واجد شرايط اسلامي حكمي صادر كردند ، مادامي كه خلاف شرع بودن آن در محاكم و مراجع ذي صلاح ثابت نشده ، واجبالعمل است و هيچ مقامي حتي مجتهد ديگر حق دخالت در امر قضا و نقض حكم را نخواهد داشت . بر اساس اين اصل و با عنايت به ديگر شرايط لازم ، به نظر حضرت امام ( س ) قاضي موظف است با رعايت دقّت و احتياط كامل و مراعات همه ضوابط شرعي و در يك محيط آزاد بدون ملاحظه كسي و بيآنكه تحت تاثير هيچ مقام و شخصيتي قرار گيرد و بياعتنا به هيچ توصيه و دخالتي ، با قدرت ، قاطعيت و استواري و بدون هيچگونه مسامحه ، تعويق و سهلانگاري و با حفظ آرامش ، متانت ، طمانينه و تانّي و پرهيز از شتابزدگي و دستپاچگي و اجتناب از دخالت حسّ انتقامجويي و غضب در حكم ، خداوند سبحان را حاضر و ناظر ببيند و فقط اجراي عدالت را در نظر بگيرد و به صدور حكم و انشاي راي بپردازد و در اين امر خطير ، نه غلو و زيادهروي را روا بدارد و نه قصور و تقصير را جايز شمارد . هفتم : از ديدگاه امام راحل ( س ) در اسلام به مقتضاي عدالت ، براي مجازات مجرمان بين گروهها فرقي وجود ندارد و همه در مقابل قانون الهي و در پيشگاه قضاوت اسلامي برابرند و در اجراي احكام و حدود الهي احدي مستثنا نيست ؛ بنابراين همگان بايد نزد قاضي دادگاه مساوي باشند ، خواه رفيع و خواه وضيع . بر اين اساس حضرت امام ( س ) هيچ كس را از مصونيّت قضايي برخوردار نميداند و خود در اين امر پيشگام ميشود ؛ نخست از عدم مصونيت نزديكان و وابستگان و پيوستگان خويش ياد ميكنند تا ديگر مسئولان كشور نيز به اين امر توجّه كافي داشته و مراقب اعمال خود و منسوبان خويش باشند : هر گروه و شخصي - اگر چه از بستگان و اقرباي اينجانب باشند - خود مسئول اعمال و اقوال خود هستند و اگر خداي نخواسته تخلف از احكام اسلام كردند ، دستگاه قضايي موظف است آنان را مورد تعقيب قرار دهد ( صحيفه نور - جلد ۱۴ - ص ۱۴۵ ) هشتم : گرچه پيش از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و تاسيس جمهوري اسلامي ايران كُتبي نظير كتاب : قضا ، شهادات ، قصاص ، حدود و ديات از فقه غني اسلام مورد توجه نبود و جزء علوم غريبه به شمار ميرفت و به دليل عدم ابتلا ، در حوزههاي علميه مورد تحقيق و تدريس و تدقيق شايسته قرار نميگرفت ؛ ليكن پس از تشكيل حكومت اسلامي ، ضرورت اين امر بر همگان آشكار شد ، به اين منظور بنيانگذار فقيه جمهوري اسلامي ، نسبت به وجوب كفايي تصدي امر قضاوت به طور مكرر تاكيد ميكردند و بر همكاري تنگاتنگ حوزههاي علميه با دستگاه قضايي در جهت رفع خلا قضات مجتهد و واجد شرايط قضا - كه مخصوصاً در سالهاي نخستين پس از پيروزي انقلاب بيشتر احساس ميشد و كشور را دچار مشكل ميكرد - اصرار ميورزيد و از خودداري واجدان شرايط ، از اين عبادت و خدمت مقدس شديداً انتقاد مينمودند و آن را ناشي از كجفهمي تلقي ميكردند و عذر آنان را موجه به حساب نميآوردند ، آنها را در پيشگاه الهي مواخذ و معاقب ميدانستند ؛ ايشان در اين باره ميفرمايند : روحانيون و علما و طلاب بايد كارهاي قضايي و اجرايي را براي خود يك امر مقدس و يك ارزش الهي بدانند و براي خود شخصيت و امتيازي قائل بشوند كه در حوزه ننشستهاند بلكه براي اجراي حكم خدا راحتي حوزه را رها كرده و مشغول به كارهاي حكومت اسلامي شدهاند . اگر طلبهاي منصب امامت جمعه و ارشاد مردم يا قضاوت درامور مسلمين را خالي ببيند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه درس و بحث مسئوليت نپذيرد و يا دلش را فقط به هواي اجتهاد و درس خوش كند ، در پيشگاه خداوند بزرگ يقيناً مواخذه ميشود و هرگز عذر او موجه نيست . ما اگر امروز به نظام خدمت نكنيم و استقبال بيسابقه مردم از روحانيت را ناديده بگيريم ، هرگز فرصت و شرايط بهتر از اين را نخواهيم داشت . ( صحيفه نور - جلد ۲۱ - ص ۱۰۰ ) محمدامين شاهجويي ويژگيهاي اين مجموعه ۱ - اين مجموعه كه در گروه معارف اسلامي حوزه معاونت پژوهشي موسّسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ( س ) استخراج و تنظيم شده ، مشتمل بر هفت فصل است كه به ترتيب مطالبي درباره : مقام و جايگاه قضا و دستگاه قضايي ، فلسفه قوانين و مجازاتها در اسلام ، اصول حاكم بر قوانين و تشكيلات قضايي ، آداب قضا ، جرايم ، نظارت بر دستگاه قضايي و وظيفه روحانيان و حوزههاي علميه تبيين شده است . ۲ - براي هريك از قطعات منتخب عنواني را برگزيدهايم كه عين عبارت حضرت امام ( س ) نيست ؛ در عين حال سعي شده است از مطالب داخل هر قطعه برگرفته شود . بنابراين نميتوان اين جملههاي انتخابي را به حضرت امام نسبت داد و لازم است محققان در نقل مطالب آن دقت لازم مبذول فرمايند . ۳ - در تنظيم قطعات منتخب داخلي هريك از فصول و عنوانهاي فرعي ، ترتيب و توالي تاريخي صدور آنها از طرف حضرت امام ملاك بوده ، نه توالي منطقي مطالب . ۴ - تاريخ صدور پيامها و سخنرانيهاي حضرت امام ( س ) ماخوذ از مجموعه صحيفه امام در ذيل هر قطعه ذكر شده و مشخصات كامل ماخذ براساس شماره مسلسل ذكر شده در پايان هر قطعه در انتهاي كتاب آورده شده است . ۵ - از آنجا كه ترتيب و تفكيك موضوعات اين مجموعه توسط خود حضرت امام صورت نگرفته ، به ناچار جمعآوري و تنظيم آنها به صورت فعلي داراي كاستيهاي اجتنابناپذير است كه مسئوليت آن بر عهده تنظيمكنندگان است . در پايان لازم ميدانيم از كليه افرادي كه ما را در تهيه اين مجموعه ياري دادهاند ، تشكر نماييم . معاونت پژوهشي - ستاد آثار موضوعي موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ( س ) |
*English
Lawyer Search < Francias* *كانون جهاني (IBA) اتحاديه كانونها *سوابق و اساسنامه *همايش و بيانيهها *كميسيونانفورماتيك كانونهاي وكلا *فارس و بنادر *آذربايجان شرقي *آذربايجان غربي *اصفهان *مازندران *خراسان *گيلان *قزوين و زنجان *كرمانشاه و ايلام *خوزستان و لرستان *همدان *قم *كردستان *گلستان *اردبيل *مركزي امور وكلا و كارآموزان *مصوبات کانون *كميسيون حقوقي *كارآموزي و اختبار *آزمون وكالت *نظرات وكلا *انتخابات كانون نشريه داخلي مجله حقوقي منابع حقوقي *بانك قوانين *آراء قضائي *نظرات مشورتي *كتابخانه *مقالات حقوقي *تازههاي حقوقي امور حقوقي *مراجع قضايي *لوايح و اوراق *نكتهها و لطائف *دانشكدههاي حقوق *چهرههاي تاريخي سايتهاي اطلاع رساني *حقوقي و داخلي *حقوقي خارجي گوناگون *انجمنهاي حقوقي *آموزش غيرحضوري *پرسش و پاسخ *نيازمنديها *امور ورزشي | |||||
|
All Rights Reserved. © 2003 Iranian Bar Associations Union No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran Phone: +98 21 8887167-9 Fax: +98 21 8771340 Site was technically designed & developed by Nima Norouzi | ||||||