لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )
تبيان آثار موضوعي دفتر بيست و دوم
(صفحه۴)

فهرست اصلي
فهرست:

فصل دوم - فلسفه قوانين و مجازاتها در اسلام - هدف از اجراي مجازاتها
  * فلسفه مجازاتها در اسلامي
-------------------------------------------------------------



فصل دوم - فلسفه قوانين و مجازاتها در اسلام - هدف از اجراي مجازاتها
رحمت كامله
در اجراي قصاص و حدود و تعزيرات وامثال آن ، كه به نظر مي رسد با ملاحظه نظام مدينه فاضله تاسيس و تقنين شده است براي هر دو سعادت منظور است زيرا كه اين امور در اكثر براي تربيت جاني و رساندن او به سعادت ، دخالت كامل دارد . حتي كساني كه نور ايمان و سعادت ندارند و آنها را با جهاد و امثال آن به قتل مي رسانند ، مثل يهود بني قريظه
( بني‏قريظه يكي از قبايل يهوديان بودند كه در كنار مدينه سكونت داشتند و با پيغمبر اكرم ( ص ) پيمان دوستي منعقد كرده بودند ؛ ولي در هنگامه جنگ احزاب ( خندق ) پيمان خود را شكستند و با قريش و غطفان عليه مسلمانان هم‏پيمان شدند و مدينه را ناامن كردند . پس از پيروزي مسلمانان ، پيغمبر ( ص ) آنها را در محاصره آورد و يهوديان بني‏قريظه پذيرفتند كه سعد بن معاذ درباره آنان داوري كند . سعد حكم كرد كه مردان جنگي آنها به قتل رسند و زنان و فرزندان ايشان اسير ، و اموال آنها بين مسلمانان تقسيم گردد . ابن‏هشام ؛ سيره‌النبويه ؛ ج ۳ ، ص ۲۴۶ - ۲۳۳ ؛ تاريخ طبري ؛ ج ۲ ، ص ۲۴۵ . )
براي خود آنها نيز اين قتل صلاح و اصلاح بود . و مي توان گفت از رحمت كامله نبي ختمي قتل آنهاست ، زيرا كه با بودن آنها در اين عالم در هر روزي براي خود عذابهاي گوناگون تهيه مي كردند كه تمام حيات اينجا به يك روز عذاب و سختيهاي آنجا مقابله نكند . و اين مطلب براي كساني كه ميزان عذاب و عقاب آخرت و اسباب و مسببات آنجا را ميدانند پر واضح است .
پس شميشيري كه به گردن يهود بني قريظه و امثال آن زده ميشد به افق رحمت نزديكتر بوده و هست تا به افق غضب و سخط . و باب امر به معروف و نهي از منكر از وجه رحيميه است .
( آداب الصلاه ، صص۷ - ۲۳۶ )

وسيله اصلاحات
تنها اگر به قانون قصاص و ديات و حدود اسلام يك سال عمل شود تخم بيدادگريها و دزديها و بي عفتيهاي خانمانسوز از كشور برچيده ميشود . كسي كه بخواهد دزدي را از جهان بردارد بايد دست دزد را به بريدن كوتاه كند و گرنه با اين حبسهاي شما كمك كاري به دزدان و دزدي كردن است .
زندگي بشر را بايد به قصاص تامين كرد ، و زير سر اين قتل قصاصي حيات توده خوابيده . ( و لكم في الصاص حيواه ( يا اولي الالباب لعلكم تتقون . بقره ۱۷۸ - ۱۷۹ ) ) و گرنه با چند سال زندان كار درست نميشود .
( كشف الاسرار ، ص ۲۷۴ )

بازدارنده از مفاسد
گاهي در كتابها و روزنامه‏هايشان مي‏نويسند كه احكام جزايي اسلام احكام خشني است ! حتي يك نفر با كمال بي آبرويي نوشته بود احكام خشني است كه از اعراب پيدا شده است ! اين خشونت عرب است كه اينگونه احكام ( را ) آورده است ! من تعجب مي‏كنم اينها چگونه فكر مي‏كنند ! از طرفي اگر براي ده گرم هروئين چندين نفر را بكشند مي‏گويند قانون است ! ( ده نفر را مدتي پيش و يك نفر را هم اخيراً براي ده گرم هروئين كشتند . و اين چيزي است كه ما اطلاع پيدا كرديم . ) وقتي اين قوانين خلاف انساني جعل مي‏شود ، به نام اينكه مي‏خواهند جلو فساد را بگيرند ، خشونت ندارد ! من نمي‏گويم هروئين بفروشند ، لكن مجازاتش اين نيست . بايد جلوگيري شود ، اما مجازاتش بايد متناسب با آن باشد .
اگر شارب الخمر را هشتاد تازيانه بزنند خشونت دارد ، اما اگر كسي را براي ده گرم هروئين اعدام كنند خشونت ندارد ! در صورتي كه بسياري از اين مفاسد كه در جامعه پيدا شده از شرب خمر است : تصادفاتي كه در راهها واقع مي‏شود ، خودكشيها ، آدم‏كشيها ، بسياري از آنها معلول شرب خمر است . استعمال هروئين مي‏گويند چه بسا از اعتياد به شرب خمر است . مع‏ذلك ، اگر كسي شراب بخورد اشكالي ندارد ؛ چون غرب اين كار را كرده است ! و لهذا آزاد مي‏خرند و مي‏فروشند . اگر بخواهند فحشا را ، كه شرب خمر يكي از واضحترين مصاديق آن است ، جلوگيري كنند و يك نفر را هشتاد تازيانه بزنند ، يا زناكاري را صد تازيانه بزنند ، يا محصنه يا محصن را رجم كنند ، وامصيبتاست ! اي واي كه اين چه حكم خشني است ! و از عرب پيدا شده است ! در صورتي كه احكام جزايي اسلام براي جلوگيري از مفاسد يك ملت بزرگ آمده است . فحشا كه تا اين اندازه دامنه پيدا كرده كه نسلها را ضايع ، جوانها را فاسد ، و كارها را تعطيل مي‏كند ، همه دنبال همين عياشيهايي است كه راهش را باز كردند ، و به تمام معنا دامن مي‏زنند و از آن ترويج مي‏كنند . حال اگر اسلام بگويد براي جلوگيري از فساد در نسل جوان يك نفر را در محضر عموم شلاق بزنند ، خشونت دارد ؟
( ولايت فقيه ، ص ۱۰ )

بازدارنده از تكرار جرايم
اگر قاتل را نكشند ، قتل زياد مي‏شود ؛ و فِي‏الْقِصاصِ حَيوه‌ٌ ؛ در قصاص زندگي است . اگر ما درِ قصاص را ببنديم ، هر كسي بكشد كارش نداشته باشيم ، قتل زياد مي‏شود ؛ زندگي مردم از بين مي‏رود ؛ هر كس دلش خواست هر كسي را مي‏كشد . قصاص براي اين است كه زندگي بشر تامين بشود . تربيت است ، براي مصلحت جامعه است . تمام حدود الهي براي مصلحت جامعه است .
اگر آن آدمي كه فلان كار را مي‏كند و در شرع برايش فلان جزا را قرار داده‏اند ، اگر اين جزا نباشدامثالش زياد مي‏شود . آن كسي كه رفته مثلاً با زن كسي چه كرده است ، اگر چنانچه اين را جزا به او ندهند ، خوب ، اين فحشا زياد مي‏شود . جلو فحشا را بايد گرفت . دزدها را مي‏گرفتند و مي‏بردند توي‏حبس ، آنجا تعليم دزدي مي‏كردند ! مي‏گفتند كلاس باز شده براي كيفيت جيب‏بري ! و چه جور جيب‏بري ، بهتر است ؟ ! اگر چهار تا دزد كه روي موازيني كه البته هست ، بگيرند و جزاي آنها را بدهند ، دست دزدي از ايران قطع مي‏شود ، از عالم قطع مي‏شود . چهار نفر دزد را به آنطوري كه شارع فرموده است – آن شارعي كه راضي نيست به يك بشر كه هيچ ، به يك حيوان ظلم بشود – امر مي‏كند كه بايد كه اين جرم را كرده است اين‏حد را هم بخورد . اين براي اين است كه مصلحت بشر را دارد ملاحظه‏مي‏كند ، براي حفظ حقوق بشر است . حدود الهي براي حفظ حقوق بشر است . بشر – همه – حقّ حيات دارند ؛ اگر نكشند اين آدم جاني را و اين آدمي كه آدم كشته است ، آدمكشي زياد مي‏شود . اگر به جرم دزدي ، چهار نفر را كه دزدي كرده‏اند و رفتند منزل مردم مالش را از بين‏برده‏اند ، جزا به آنها ندهند ، جنايت زياد مي‏شود . گرفتن و بردن توي‏حبس و نگه داشتن و در همان جا هم باز جيب‏بري را تعليم و تعلم كردن - اين - اسبابِ زيادي‏اش مي‏شود . اين را حبس نبايد كرد ؛ بايد همان جزايي كه گفتند بكنند و رهايش كنند برود . ديگر [زياد] نمي‏شود . اگر آن كسي كه به نواميس مردم [تعرض] كرده است ، با آن شرايطي كه دارد بياورند بكشند ، ديگر اين زياد نمي‏شود . حق بشر را اسلام دارد ادا مي‏كند .
( بيانات امام در جمع اعضاي هيات بازرگاني ايراني ، صحيفه نور ج ۶ ، ص۷ - ۱۷۶ )
۵۸/۲/۲۵

درمان جامعه
پيغمبر اكرم نبي رحمت است كه براي رحمت آمده است . آنجايي هم كه آن منحرفهاي غيرقابل اصلاح را امر به قتل مي‏كرد ، مثل يك غده سرطاني كه در يك بدن باشد ، براي اصلاح بدن آن غده را بايد بيرون آورد . چاره نيست . اين غده‏هاي سرطاني گاهي يك جامعه را فاسد مي‏كنند . اين هم رحمت بر جامعه است . اينهايي كه اسلام را اصلاً نمي‏دانند چيست ، نمي‏فهمند اصل اسلام چه است . خيال مي‏كنند اين غربيها [و] اينهايي كه دنبال غربند ، كه احكام اسلام خشونت دارد ، اينها اصلاً نمي‏دانند كه اين احكامْ چه چيز هست ؛ براي چه هست . اين مثل اين است كه به يك طبيبي كه كارد را برداشته و شكم را پاره مي‏كند و غده سرطاني را بيرون مي‏آورد بگويند اين خشونت دارد مي‏كند ! اين رحمت است يا خشونت ؟ آن طبيبي كه مي‏بُرد دست را ، براي اينكه اين دست فاسد مي‏كند انسان را ، كارد را درآورده مي‏بُرد دست را ، اين طبيب با خشونت دارد رفتار مي‏كند ؟ و بايد فرياد برآورد كه اين طبيب خشن است ! يا اين طبيب طبيب رحمت است ؛ با رحمت دارد رفتار مي‏كند ؛ يك انسان را براي يك عضو نجات مي‏دهد . اين جامعه مثل يك انسان مي‏ماند : گاهي وقتها براي اصلاح جامعه يك كسي را تاديب مي‏كنند . آن هم تاديبي كه گاهي وقتها منتهي به كشتن مي‏شود . يك نفر آدمي كه يك مملكت را مي‏خواهد فاسد بكند ، يك كشور را ، يك گروه را ، فاسد مي‏خواهد بكند ، و قابل اصلاح نيست ، اين را بايد براي تهذيب جامعه ، براي حفظ جامعه ، اين غده سرطاني را بايد از اين جامعه دور كرد . دور كردنش هم به اين است كه اعدامش كنند . اعدامهاي اسلامي اينطوري است ؛ نه مثل اعدامهاي غربي مي‏ماند . آنها مي‏ريزند مي‏كشند مي‏برند از بين ؛ و همه آن براي اين است كه جا براي خودشان باز كنند . اعدامهايي كه در اسلام است اعدامهاي رحمت است . يك طبيبي است كه چاقو را برداشته و اين جامعه را ازيك موجودي كه اگر باشد فاسد مي‏كند جامعه را ، از شرّ اين نجات مي‏دهد جامعه را . يك حد از حدود الهي وقتي كه واقع بشود ، يك جامعه اصلاح مي‏شود . اگر چهار تا دزد را دستش را ببرند در مجمع عمومي ، دزدي تمام مي‏شود . اگر چهار تا آدمي كه به فحشا مبتلاست آن را شلاق بزنند ، در جامعه فحشا از بين مي‏رود . اين غده سرطاني است كه طبيب براي حفظ يك انسان ناچار است كه اين غده را بيرون بياورد . گاهي چاقو برمي‏دارد چشم آدم را بيرون مي‏آورد . رحمت است اين ؛ حفظ است .
( بيانات امام در جمع روحانيون و طلاب قم ، صحيفه نور ج ۷ ، ص۸ - ۲۲۷ )
۵۸/۴/۷

حدود رحمت بر امت
انبيا آمدند اين جامعه را حفظ كنند از فسادها . اين حقوقدانها نمي‏فهمند اصلش ! اصل اسلام را نمي‏شناسند چيست . اين غربيهايي كه دور هم جمع شدند براي منافع ابرقدرتها ، اينها از انسانيت اصلاً اطلاعي ندارند . اينها فقط اين حيوان يك سر و دو گوش را مي‏بينند ، و اين طبيعت و اين سطح طبيعت ؛ نه عمق طبيعت . اين سطح طبيعت را مي‏بينند . اينها مي‏خواهند حقوق بشر ! تو چه مي‏داني بشر چه هست تا حق بشر چه باشد ! تو انسان را مي‏شناسي تا حق انسان را بشناسي ؟ تو جامعه را مي‏شناسي كه حق جامعه را بشناسي ؟ همه آنها همين طورند . همه اين حرفها ، كه مي‏شنويد در آن طرفها هست ، و اين طرفها هم از آنها تقليد مي‏كنند ، همه براي اين است كه بچاپند اين جامعه را ! براي چاپيدن است ؛ براي اصلاح نيست . جنگهايي كه الآن هم در دنيا ممالك زيادي پشت سر هم به جنگند و امريكا از آن طرف ، شوروي از اين طرف و آن طرف و از آن ور كمك مي‏كنند به اينها ، اينها همه جنگهاي انحرافي است ؛ برخلاف انسانيت است . اينجاهايي كه اين جنگها مي‏شود و اين همه كشتار ، اين همه كشتار ، در اين ممالك مي‏شود ، اين طرفدارهاي حقوق بشر نشسته‏اند و سيگار مي‏كشند و پاهايشان را روي هم مي‏اندازند و يك كلمه صحبت نمي‏كنند . اما آن روز كه يك عده اشخاصي كه غده‏اند براي اين جامعه ، غده سرطانيند براي اين جامعه ، اگر بمانند يك جامعه را به باد مي‏دهند ، حكم اسلام را بر اينها جاري مي‏كنند ، همينهايي كه آن روز فوجها از مردم ، هزارها از انسانها را ، اربابانشان مي‏كشند و [آنها] پاهايشان را روي هم مي‏اندازند و تكيه مي‏دهند و يك كلمه حرف نمي‏زنند ، واويلا بلند مي‏كنند ! خوب ، چرا هويدا ( اميرعباس هويدا در سال ۱۲۹۸ ه ’ . ش . در يك خانواده بهايي متولد شد . اين خانواده خدمات فراواني به بهاييت كردند . وي در سال ۱۳۴۳ پس از ترور حسنعلي منصور به نخست‏وزيري منصوب شد ؛ تا سال ۱۳۵۶ عهده‏دار اين پست بود و سپس به وزارت دربار منصوب شد و عاقبت پس از پيروزي انقلاب در هجدهم فروردين ۱۳۵۸ اعدام گرديد . ) را كشتند ، يا چرا نصيري ( ارتشبد نعمت‏اللَّه نصيري ( ۱۲۸۹ - ۱۳۵۷ ه ’ . ش . ) از عوامل مهم كودتاي امريكايي مرداد ۳۲ و كشتار مردم در پانزدهم خرداد ۴۲ كه در سال ۱۳۴۴ به رياست ساواك برگزيده شد و تا سال ۱۳۵۷ در راس اين سازمان جهنمي قرار داشت . وي در آبان ۱۳۵۷ توسط رژيم شاه ، محترمانه بازداشت شد و در روز ۲۲ بهمن ۵۷ در حال فرار توسط مردم بازداشت و در سحرگاه روز ۲۷ بهمن اعدام گرديد . ) را كشتند ! يا چرا كساني كه فوج فوج جوانهاي ما را از بين برده‏اند اينها [را] مي‏كشند !
كشتن اينها رحمت است بر امت . حدود الهي رحمت است بر امت . البته آن دستي كه بريده مي‏شود اگر زبان داشت گله مي‏كرد . اما براي انسان ، براي يك انسان ، يك عضو فدا مي‏شود . براي يك جامعه يك اشخاص بايد از بين بروند .
براي حفظ حقوق يك جامعه بايد يك غده‏هاي سرطاني از اين جامعه جدا بشود .
( بيانات امام در جمع روحانيون و طلاب ، صحيفه نور ج ۷ ، ص۹ - ۲۲۸ )
۵۸/۴/۷

حفظ صحت جامعه
مترجم ( مصاحبه اوريانا فالانچي خبرنگار مشهور ايتاليايي ) : [مي‏گويند اينها كه اعدام شده‏اند ، همه‏شان مقصر سياسي و ساواكي و اينها نبودند . آنها هم اعدام شدند براي اينكه لواط كردند و زناكردند . البته من توضيح دادم كه اين جور نيست . اينها تاجر و اين چيزها بودند و بچه‏ها را مي‏دزديدند و اين حرفها ، و اخبار دروغ به شما گفتند . ]
امام : بله اصل مساله را بايد گفت . و آن اين است كه اگر يك بدني يك انگشتش فاسد بشود چه بايد كرد براي اصلاح آن بدن . آيا بايد اين انگشت را گفت تو باش اينجا ، فاسد كن اين بدن را ؟ اين انگشت يك مفسده است و بايد بريد اين چيزهايي كه مي‏دانيد كه اينها به فساد مي‏كشند . يكوقت مثل بعضي طوايف مي‏گويند كه خوب ، مردم آزادند . آن زن آزاد هست . زن اين باشد ، او هم تمتعي ببرد . خوب ، چه بهتر . يكوقت منظور اين هست . نه ، ما اين را نمي‏توانيم بپذيريم . يكوقت منظور اين است كه بايد حفظ نظم جامعه ، حفظ صحت جامعه بشود . اين سياستهايي كه ما در اسلام داريم و اجرا مي‏شود براي اين است كه جامعه را ما مي‏خواهيم پاكسازي كنيم . علفهاي هرزه‏اي كه ضايع مي‏كنند مزرعه ما را ، بايد اين علفهاي هرزه را بچينيم و دور بريزيم . آن كسي كه بخواهد يك جامعه را اصلاح بكند ، آن كساني كه افساد در جامعه مي‏كنند ، آن كساني كه جامعه را به تباهي مي‏كشند ، آن كساني كه جوانهاي ما را به تباهي مي‏كشند ، دخترهاي ما را به تباهي مي‏كشند آنها را نمي‏توانيم تحمل كنيم كه نظر كنيم اينها هر كار مي‏خواهند بكنند . و هر سياستي كه هست بايد بشود . چه پيش شما خيلي مشكل باشد پذيرفتنش و چه نباشد . - يك چيزي است ، به اصطلاح جامعه را مي‏خواهيم - اصلاً جامعه هم همان طوري كه دزد را شما مي‏گيريد و حبسش مي‏كنيد . خوب چرا آزادش قرار نمي‏دهيد ؟ همان‏طوري‏كه قاتل را مي‏گيريد نگهش مي‏داريد ، يا احياناً قصاص مي‏كنيد . چرا رهايش نمي‏كنيد كه هر كاري دلش مي‏خواهد بكند ؟ چرا ؟ اين براي اين است كه اينها اسباب اين مي‏شود كه يك جامعه را به فساد بكشد . اگر جلوگيري از چند تا از اين فسادها بشود ، جامعه اصلاح مي‏شود . و ما منظورمان اصلاح جامعه است . اصلاح جامعه به همين چيزهاست كه اين سياستها باشد .
( خطاب به مترجم ) و اما اينهايي كه واقع شد در اينجا همان طوري كه شما گفتيد ، به او بگوييد كه اينها امثال يك همچو مسائلي بودند .
فالانچي : [بعضي هم مثلاً لواط مي‏كنند . بيمار هست ، فرض كنيد يك همچو چيزي ، چرا بايد اعدامش كنند ؟ ]
امام : اين مايه فساد است . فساد را بايد برداشت تا ديگران اصلاح بشوند . اين ديگر مسائلي فرعي است .
فالانچي : [مي‏گويند يك زن هجده ساله را كه آبستن بوده اين را به عنوان اينكه زنا كرده اعدام كردند . ]
امام : دروغ است ، نمي‏شود ، در اسلام نيست . اين جزو همانهاست كه به ما نسبت مي‏دهند .
( مصاحبه اوريانا فالاچي با امام ، صحيفه نور ج ۹ ، ص۵ - ۹۴ )
۵۸/۷/۲

نقش تربيتي مجازات
اسلام در عين حالي كه تربيت است ، يك مكتب تربيت است ، لكن آن روزي كه فهميد قابل تربيت نيست ، هفتصد نفرشان را در يك جا ، يهودي بني‏قريضه را در حضور رسول‏اللَّه مي‏كشند ، گردن مي‏زنند به امر رسول‏اللَّه . اينها همين حرفهاي غربي را مي‏زنند كه ما بايد اصلاح كنيم . اول همه را اصلاح كنيد بعد حد بزنيد . اين عجيب است كه اول ما بايد اين مملكت را ، همه را هدايت كنيم كه همه تربيت بشوند ، بعد حد بزنيم . اگر يك كسي حالا شرب خمر كرد ، حالا حدش نزنيم ، حالا اول چيزش بكنيم تا مغزش اصلاح بشود . اينها يك حرفهاي غلطي است . بايد حدود جاري بشود .
( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ج ۱۲ ، ص۲۵۵ )
۵۹/۴/۲۹

قصاص ، ضامن امنيت
قصاص ، اين قانون واضح اسلام ، اين قانون ضروري اسلام ، اين قانوني كه قرآن به آن تصريح كرده است ، اين قانوني كه مصلحت و امنيت كشور را تامين مي‏كند ، شما ( مخاطب امام اعضاي جبهه ملي و گروههاي همسوي آنها بوده است ) شما اين را يك قانون غير انساني مي دانيد .
( بيانات امام در جمع اقشار مردم ، صحيفه نور ج ۱۵ ، ص۱۶ )
۵۹/۴/۲۹

قصاص موجب بيمه كشور
اجراي حدود قصاص و تعزير اسلامي بيمه كننده حيات و نظام كشور است ، و سستي و سهل انگاري در اين امر ترحم بر پلنگ تيز دندان است .
( بيانات امام به مناسبت پيروزيهاي رزمندگان اسلام ، صحيفه نور ج ۱۵ ، ص۷۰ )
۶۰/۴/۱۸

نقش بازدارندگي حدود الهي
اين حدود الهي كه خداي تبارك و تعالي قرار داده و يك فرد اگر در داخل منزلش هم يك كاري بكند كه بيرون منعكس بشود ، او را تعقيب و مجازات مي‏كنند ، براي اين [است] كه اينهايي كه اينطور فسادها را در يك مملكتي مي‏كنند ، ولو توي خانه‏اي اين كار را مي‏كنند ، اين كم كم سرايت مي‏كند و جامعه را رو به فساد مي‏برد . خداي رحمان و رحيمي كه با همه بندگانش رحمت دارد و مي‏خواهد همه بندگانش به سلامت و سعادت باشند ، به حسب تشريع ، اينطور فرموده‏است . آن وقت يك نفر آدمي‏كه بيايد در خيابان و شمشيرش را بكشد ، چاقويش را بكشد و بخواهد مردم را تهديد كند ، بگويند كه اين را بايد بكشيد ، اين براي اين نيست كه اين يك آدم يك همچو كاري كرده يك دشمني با اين آدم است ، اين براي اين است كه اگر اين را رها كنند يك كشور كم‏كم كشيده مي‏شود به فساد ؛ فساد يك فرد ، دو فرد ، چهار فرد ، اينور ، آنور . اگر منحصر به خودشان بود ، حرفي نبود ، امّا فساد سرايت مي‏كند ، اخلاق فاسد سرايت مي‏كند به همه ، كم‏كم مي‏ببيند يك وقت يك كشوري فاسد شد اسلام از اوّل جلويش را خواسته بگيرد ؛ گفته اين كسي كه اين فساد را كرده ، بايد با او اين‏جور رفتار كنيد تا از اوّل نگذارد رشد پيدا كند اين فساد .
( بيانات امام در ديدار با اعضاي حزب جمهوري اسلامي ، صحيفه نور ج ۱۶ ، ص۱۱۱ )
۶۱/۱/۱۴

زندان سازنده
زندانها را به يك مدرسه آموزش و تربيت اخلاقي مبدل كنيد ، چنانچه تاكنون عمل كرده‏ايد ، تا منحرفان و گناهكاران شيريني عدالت اسلامي را بچشند ، و به اسلام و نظام اسلامي روآورند ؛ و از روي حقيقت توبه كنند و بازگشت به اسلام و خداي متعال نمايند ، كه باب رحمتْ گنهكاران را بهتر جذب مي‏كند . حتي آن كس كه مستحق حدود الهي است ، از قتل و ديگر جزاها ، بايد از عطوفت ماموران ، تا پاي دار و محل مجازات ، برخوردار باشند .
( بيانات امام به مناسبت پنجمين سالگرد پيروزي انقلاب ، صحيفه نور ج ۱۸ ، ص۲۳۷ )
۶۲/۱۱/۲۲

عامل نجات
براي اين كه مردم را از شرخودشان نجات بدهد ، حدود را ، تعزيرات را وضع كرده است . براي اين كه هم تربيت بشود اين آدم و هم راحت بشود امت .
( بيانات امام در ديدار بامسئولين كشور ، صحيفه نور ج ۱۹ ، ص۸۴ )
۶۳/۹/۲۰

ثمره اجراي مجازات
اين حدود همان طوري كه تربيت مي‏كند اشخاص را ، ملت را هم مي‏رساند به جايي كه اينطور فسادها در او كم بشود . اگر چنانچه يك حدي جاري بشود ، اين حدي كه جاري مي‏شود ، هم تربيت مي‏كند آن كسي [را] كه حد خورده است و هم براي ملت خوب است ؛ في القصاصِ حياه .
( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ج ۱۹ ، ص۱۹۳ )
۶۴/۵/۸

سزاي جنايتكاران و فاسدان
سوال : از پانصد نفري كه بعد ازانقلاب اسلامي در ايران اعدام شده‏اند ، صحبت كنيم . شما تاييد ميكنيد طرز كار اين دادگاهها را ، نه وكيل مدافع در آن است و نه ميشود تقاضاي فرجام كرد ؟
امام : مسلما شما غربيها ناديده ميگيرند كه چه كساني بودند اينهايي كه اعدام شده اند و يا تعمدا آنها را ناديده ميگيرند . اينها كساني بودند كه در خيابانها و ميدانها در كشتار شركت كرده بودند ، ويا افرادي بودند كه دستور قتل عام داده بودنندو يا اشخاصي بودند كه خانه ها را به آتش كشيده بودند ، يا كساني كه زنده زنده دست و پاي جوانهاي ما را اره كرده بودند . و يا اينكه بر روي تاوه سرخ ميكردند .
با اينها چه كار ميتوانستيم بكنيم ؟ آنها را ميبخشيديم ؟ مي گذاشتيم بروند ؟ اجازه دفاع كردن از خود و به اتهامات را ما به آنها داديم و ميتوانستند هر چيزي را كه بخواهند بگويند . ولي وقتي گناه آنها ثابت شد ، چه نيازي بود و اصلا چه نيازي هست به اينكه فرجام بخواهند ؟ اگر ميخواهيد برعكسش بنويسيد ، قلم در دست شماست .
و در هر حال ملت من برايش اين سوالات مطرح نيست ، و اضافه ميكنم كه اگر ما اين اعدامها را نمي كرديم ، انتقام مردمي ابعاد وسيعي به خود ميگرفت و قابل كنترل نبود و حتي تمام كارگزاران رژيم گذشته كشته ميشدند ، پس بدين ترتيب پانصد نفر كشته نميشدند بلكه هزاران نفر كشته ميشدند .
سوال : موافقم ، ولي منظورم الزاما شكنجه گران و جلادان ساواك نبود ، منظورم بيشتر به اعدام شدگاني است كه اصلا ربطي به رژيم سابق نداشتند و منظورم اشخاصي هستند كه هنوز اين روزها اعدام ميشوند براي زنا ، فحشا يا لواط . . به نظر شما اين عدالت است كه فاحشه بدبختي و يا زني كه به شوهرش خيانت ميكند و يا مردي كه مرد ديگري را دوست دارد ، اعدام شود ؟
امام : اگر يك انگشت شما قانقاريا گرفت ، چه كار بايست كرد ؟ ميگذاريد كه مرض به تمام دست و بعد به تمام بدن سرايت كند و يا اينكه انگشت را قطع ميكنيد ؟ چيزهايي كه فساد ايجاد ميكند در ميان ملتي ، بايد ريشه كن شود . همانند علف هرزهاي يك مزرعه گندم .
. . مجازات آنهايي كه فساد را اشاعه ميدهند و جوانان ما را فاسد ميكنند لازم است ، حال چه شما خوشتان بيايد و يا خوشتان نيايد . ما نميتوانيم تحمل كنيم كه فاسدان فسادشان را اشاعه دهند . بگذريم مگر شما غربيها همين كار را نميكنيد ؟ وقتي كه يك دزد ، دزدي ميكند او را به زندان نمي اندازيد ؟ در خيلي از ممالك ، مگر قاتلين را اعدام نمي كنند ؟ اين كار را ميكنيد براي اينكه اگر آزاد و يا زنده بمانند سايرين را آلوده مي كنند و لكه بدكاري را توسعه ميدهند . آيا اينطور نيست ؟
بله بدكاران را بايد حذف كرد ، بايد ريشه كن كرد . مثل علفهاي هرزه و فقط با از ريشه درآوردن آنها كشور تصفيه خواهد شد .
سوال : [امام ، چطور امكان دارد يك شكنجه گر يا حيوان وحشي ساواكي را با يك فرد عادي كه ميخواهد آزادانه تمايلات جنسي خود را برآورده كند مقايسه كرد ؟ مثلا آن جواني كه ديروز به خاطر لواط اعدام شد ؟ ]
امام : فساد ، فساد است . لازم است فساد حذف شود .
سوال : [مثالي ديگر ، زن هيجده ساله آبستني كه چند هفته قبل به خاطر زنا در بهشر اعدام شد . . ]
امام : آبستن ؟ دروغ است . دروغي است همانند اينكه ميگويند سينه زنان را مي برند . در اسلام چنين وقايعي اتفاق نمي افتد ، زن آبستن را اعدام نمي كنند .
سوال : [دروغ نيس امام ، تمام روزنامه هاي ايران در باره آن نوشتند و همچنين در تلويزيون ميز گردي تشكيل شد ، براي اينكه به مردي كه با او زنا كرده بود فقط صد ضربه شلاق زده بودند]
امام : اگر اينطور است شايد حقش بوده باشد ، من چه مي دانم ، شايد آن زن كار ديگري كرده بوده . از دادگاهي كه آن را محكوم كرده سوال كنيد .
( طليعه انقلاب اسلامي ، صص ۷ - ۳۵۶ )
۵۸/۷/۲
علاوه بر موارد مذكور براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به :
صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۲۶۷
صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۴



  * فلسفه مجازاتها در اسلامي

اعتراض به مدعيان حقوق بشر
ما مي‏بينيم كه بعضي از اشخاص كه ادعا مي‏كنند كه ما حقوق بشر را ملاحظه مي‏كنيم و جمعيتهاي حقوق بشر در طول اين پنجاه سال كه دولت غاصب پهلوي و پسر پهلوي بر اين ملت غلبه كرد و بر اين ملت - با غصب - تمام چيزهاي اين ملت را برد ، در طول اين پنجاه سال جوانان ما در حبسها به سر بردند و چه بسا جواناني ما داشتيم كه در حبس پاي آنها را اره كردند ؛ آنها را روي تاوه‏ها بو دادند و تا اين زمان آخر هم اينها در حبس بودند ، در شكنجه بودند ؛ دژخيمان شاهِ سابق آنها را از هستي ساقط كرد ، و اين مدعيان همراهي با حقوق بشر در اين طول مدت نديديم كه يك صحبتي بكنند ، يك استنكاري بكنند . ما ديديم كه ، رئيس امريكا - رئيس جمهور امريكا - با اين شاه بدبخت ، با اين شاه سابق ظالم بدبخت همراهي مي‏كرد و پشتيباني مي‏كرد ؛ پشتيباني از دژخيمي كه تمام هستي ما را به باد داد . و نديديم مدعيان جامعه حقوق بشر استنكار كنند بر رئيس جمهور امريكا . لكن حالا كه اين دژخيمان به دام ملت افتاده‏اند و ملت مي‏خواهد از آنها انتقام بكشد ، فرياد وا بشرا ي اينها بلند شده است ! نمي‏توانم من جز اين بدانم كه اينها دست‏نشانده دژخيمان هستند . اينها دست‏نشانده ابرقدرتها هستند ؛ نه اينكه اينها براي حقوق بشر [فعاليت] مي‏كنند . من توقع اين را داشتم كه جامعه حقوق بشر اگر راست مي‏گويد و طرفدار حقوق بشر است به ما اعتراض كند كه اينها را چرا نگاه داشتيد ؛ اين دژخيمان را بايد همان روز اول كشته باشيد ! نه اينكه آنها را ما نگاه داشتيم و در حبسها الآن هستند - و حبسهاي ما هم مثل حبسهاي سابق نيست ؛ حبسهايي است كه در آنها اشخاص به هيچ وجه مورد اهانت ، حتي نيستند - اينها به ما اعتراض كنند كه چرا اينها را محاكمه كرديد ! اصلاً معنا ندارد محاكمه مجرم ؛ محاكمه مجرم يك امري است كه مخالف با حقوق بشر است ؟ !
حقوق بشر اقتضا مي‏كند كه ما آنها را همان روز اول كشته باشيم براي اينكه مجرمند ، و معلوم است كه اينها مجرم هستند . آنكه بايد براي او وكيل گرفت ، آنكه بايد به ادعاي او گوش كرد ، او متهم است نه مجرم . اينها متهم نيستند ، اينها مجرم هستند . اينها اشخاصي بودند كه در خيابانها مردم را كشته‏اند ، زجر دادند ، و ذخاير ما را - همه را - با خيانتها از بين برده‏اند . آيا آنهايي كه كشته شده‏اند در اين خيابانهاي شهرهاي مختلف ايران ، اينها بشر نبودند ؟ اينها حقوق ندارند ؟ . . . مدعيان طرفداري از حقوق بشر نسبت به اينها كه كشته شده[اند] چرا طرفداري نمي‏كنند ؟ چرا به ما اشكال مي‏كنند كه شما چرا دژخيمان را مي‏كشيد ؟
ما در عين حال كه اينها را – همه را – مجرم مي‏دانيم و بايد فقط هويت اينها ثابت بشود و آنها را بايد همين كه هويتشان ثابت شد كشت –نصيري [را] همين كه هويتش ثابت شد كه نصيري است بايد كشت – مع‏ذلك چند روز نگه داشتند و محاكمه كردند و اقرارات او را ثبت كردند و او را كشتند . آيا اين جامعه حقوق بشر تصور نمي‏كند كه مجرم را بايد كشت براي حقوق بشر ، براي اينكه حق‏خواهي كنيم ما از بشر – بشرهايي كه اينها كشتند ، زجر دادند ، از بين بردند ؟ ما اينها را مع ذلك محاكمه مي‏كنيم و محاكمه كرديم ؛ وليكن اعتقاد ما اين است كه مجرم محاكمه ندارد و بايد كشت . لكن من متاسفم از اينكه باز غربزدگي در ماها هست ، و ما ترس از اين داريم كه مبادا در روزنامه[هاي] غرب چيزي بنويسند و مثلاً مجلات غرب يك كلمه‏اي بنويسند . آنها البته با عدل و انصاف مخالفند و آنها موافق به حقوق بشر نيستند . آنها حقوق اشخاصِ ابرقدرت را حفظ مي‏كنند به اسم حقوق بشر !
( پيام راديو و تلويزيوني امام ، صحيفه نور ج ۵ ، ص ۶۴ )
۵۸/۱/۱۲

ماهيت واقعي حقوق بشر
خارجيها مي‏گويند حقوق بشر . كدام بشر ؟ اينها [اعدام‏شدگان] بشر را كشتند ، اينها مجرمند ، متهم نيستند ؛ اينها آدم كشتند . ما از دوستان فرانسوي خود تشكر مي‏كنيم كه از ما در مدت اقامت در آن كشور دوستانه پذيرايي كردند و به من فرصت دادند كه از پاريس پيامهاي خود را به ملت عزيز ايران برسانم ، ولي از دوستان فرانسوي انتظار نداشتم كه به خاطر چند نفر جنايتكار و دزد و مجرم ، حقوق بشر را به رخ ما بكشند و در انقلاب اصيل ايران - كه به خواست خدا ملتي ستمديده به نداي حق پاسخ مثبت داده‏اند - به بهانه حقوق بشر ما را مورد عتاب و خطاب قرار دهند . خوب بود حقوق بشر را هنگامي كه رژيم فاسد پهلوي زير پا مي‏گذاشت و هزارها جوانان اين كشور را شكنجه مي‏كرد و به خاك و خون مي‏كشيد ، به كمك ملت مستضعف ايران برمي‏خاستند و از حقوق بشر دفاع مي‏كردند ، نه اينكه به خاطر چند جنايتكار و مجرم ، كه تاريخ بشريت كمتر نظير آن را به ياد دارد ، اينچنين به ما حمله كنند . ما چند نفر ضد بشر را كشتيم ، حقوق بشر مگر چيست ؟
( بيانات امام در ديدار با اولين سفير جمهوري اسلامي ايران در فرانسه ، صحيفه نور ج ۶ ، ص ۶۴ )
۵۸/۲/۲

پاسخ به مدعيان حقوق بشر
ملت ما را غير از آن كه هست و غير از آن كه مي‏بينيد ، جلوه دادند در روزنامه‏هاي خارج ؛ از جمله چيزهايي كه نوشتند اين است كه اينهايي كه كشته مي‏شوند و اعدام مي‏شوند ، از زير خاك بيرون مي‏آورند مردم و تكه‏تكه مي‏كنند ! . . . شما در تمام ايران تفتيش كنيد اگر يك نفر يك همچو كاري برايش شده است ، آنها حق دارند بگويند : [نسبت به] همه شده است ! لكن من مي‏دانم نويسنده‏هاي خارج اكثرشان - يا بسياري‏شان - جيره‏خوار همين دستگاهها هستند . اينها ديدند كه ملت ايران به واسطه قدرت ايماني كه داشتند نهضتي . . . كردند [كه در نتيجه آن] دست اربابها كوتاه شده است و دست آنهايي كه منافع را به اينها واصل مي‏كردند كوتاه شده است ، اينها براي انتقامجويي يا برگرداندن اوضاع سابق ، براي نفع‏خواهي دست به اين تبليغات زدند .
تمام اين تبليغات ، برخلاف واقع است . شما مي‏بينيد كه اينجا احكام اعدام براي [چه] اشخاصي صادر مي‏شود ؛ خوب است كه اين اشخاص را و پرونده اين اشخاص را ملاحظه كنيد ببينيد كه اين اشخاص كه حكم اعدامشان صادر شده و اعدام شده‏اند آيا يك نفر كشتند ؟ آيا ده نفر كشته‏اند ؟ آيا يك ملت را بيچاره كردند ؟ اينها تمام ملت ايران را بيچاره كردند و در ظرف پنجاه سال همه را در تحت فشار قرار داده‏اند اينها جناياتي به اين ملت كردند كه اگر . . . دادگاهها نبود خود ملت مي‏ريختند و آنها را مي‏كشتند ! دادگاهها كنترل كردند عواطف ملت را ، ملتي كه در خيابانها جوانهاي خود را با امر امثال اينها به خون آغشته ديده ؛ با امر همين شاه و با امر همين هويدا و با امر همين نصيري و امثال اينها . طاقت ندارد كه اينها را زنده ببيند .
اينهايي كه مدعي حقوق بشر هستند و حالا براي امثال هويدا سينه‏زني مي‏كنند و اظهار تاسف و تاثر مي‏كنند ، اينها آيا طرفدار حقوق بشرند يا طرفدار مملكتها و حكومتهاي ابرقدرتند ؟
اگر اينها طرفدار حقوق بشرند چه شد كه در مدت پنجاه سال اين بشر در اينجا زير شكنجه بود ، [در معرض] اعدام بود ، اين بشري را كه در اينجا با تاوه سرخ مي‏كردند و بشري را كه پاي او را مي‏بريدند با اره ، اينها نفس نكشيدند ؟ امروز نفس مي‏كشند و امروز تبليغات مي‏كنند ؟ ! مگر اينها كه كشته شدند بشر نبودند ؟ مگر اينها حقوق نداشتند ؟ مگر حق بشر اين نيست كه اگر كسي كسي را كشت قصاص بكند ؟ اين حق بشر است ، حق اشخاصي است كه از اولاد او يا از بقاياي اوست كه قصاص كند از اينها . لكن عمده اين است كه اين جامعه‏هاي حقوق بشر در خدمت ابرقدرتها هستند با اسم حقوق بشر ؛ اين جامعه‏هايي كه براي حقوق بشر فرياد مي‏زنند مي‏خواهند حقوق بشر پايمال بشود ، اين روزنامه‏نويسها و مطبوعاتي كه به اسم بشردوستي انتشار اين اكاذيب را مي‏كنند ، اينها در خدمت ابرقدرتها هستند ، اينها حقوق بشر را پايمال مي‏كنند .
. . بررسي كنيد كه آيا اين مردم در اينجا دارند قتل عام مي‏كنند ؟ اين مردم از گورستانها بيرون مي‏كنند اجساد را و تكه تكه مي‏كنند ؟ ! مردم دارند آتش مي‏زنند ؟ ! اين را بررسي كنيد ببينيد كه قضيه ، قضيه انتقامجويي به معناي غير انساني است ؟ يا خير ، دادگاههايي است كه بعد از اينكه جرمهاي اينها – همه – ثابت است و همه جرمهاي زياد دارند ، اينها محكوم به اعدام هستند . [و] اگر اين دادگاهها نبود و اگر جلوگيري از اين مردم به واسطه دادگاه نبود ، آن وقت مردم خودشان قيام مي‏كردند ؛ براي اينكه آنهايي كه كشتار عمومي كردند در يك ملتي ، آنهايي كه فجايعي را پيش آوردند و در آبادان يك دسته بزرگي ، قريب چهارصد نفر آدم را سوزاندند ( اشاره به حادثه قتل عام حدود چهار صد نفر در سينما ركس آبادان در مرداد ماه ۱۳۵۷ كه زنده زنده در آتش سوختند ) ،
اينها را دارند اينها اعدام مي‏كنند نه اينكه اشخاص عادي را . اشخاص عادي را شما ملاحظه مي‏كنيد كه تاكنون قريب هفتصد نفر ، ششصد نفر آزاد شدند . . . براي اينكه جرمهايشان كم بوده است . و همين‏طور كساني كه جرمهايشان كم است اينها را آزاد مي‏كنند . آنهايي كه محكوم به حبس مي‏شوند يا محكوم به اعدام مي‏شوند ، آنها اشخاصي هستند كه داراي جرمهاي بزرگ بودند . در روزنامه‏هاي خارجي شماها اينطور انعكاس شده است ؛ و اين اسباب اين شده است كه ملت ايران به خارجيها بدبين بشوند ، به واسطه اين روزنامه‏نويسها و به واسطه اين مدعيان حقوق بشر .
شما روشن كنيد آنها را ، و به مردم ايران هم اطلاع بدهيد كه اينها يك مردمي هستند كه طرفدار حقوق بشر نيستند ، طرفدار حق ابرقدرتها هستند . اينها از آن مردم شريف اروپا نيستند ؛ اينها يك دسته جيره‏خوار هستند .
( بيانات امام در جمع زنان خارجي مقيم ايران ، صحيفه نور ج ۶ ، ص ۳ - ۸۱ )
۵۸/۲/۴

هدف طرفداران دروغين حقوق بشر
البته آنهايي كه منافع خودشان را در خطر مي‏بينند يا منافع اربابهاي خودشان را ، از اين نهضت به هر صورتي كه باشد شكايت دارند و با هر توطئه‏اي مي‏خواهند اين نهضت را خاموش كنند . گاهي به بهانه حقوق بشر از اين اعدامهايي كه در ايران شده است انتقاد مي‏كنند ، و اين را يك امر خشونت آميز مي‏دانند . اينها در ايران نبودند ببينند چه شد ، و در پنجاه سال و بيشتر بر ايران چه گذشت و بر جوانهاي ما اخيراً چه گذشت ؛ لكن اطلاع دارند ؛ همچو نيست كه اينها بي‏اطلاع باشند . اينها مطلع هستند كه شاه سابق و شاهِ جلوتر با ايران چه كردند ، و جنايات اين دو تا مرد يا نامرد به ايران چه بود . خيانات اينها را اينها اطلاع دارند . اين جمعيتي كه ادعا مي‏كنند جمعيت حقوق بشر و حالا براي حقوق بشر دارند سينه مي‏زنند كه اين عده كه تا حالا كشته شده است چرا كشته شد ؟ اين يك خشونتي است ! اينها خشونتهايي كه در عصر اين پدر و پسر بود ناديده گرفتند . آن قتلهايي كه به دست عمال اينها واقع شد ، و گاهي هم به دست خود محمدرضا واقع شد ، آنها را اصلاً نظري به آن ندارند . نه آن وقت كه ملت ايران آن جور ابتلا داشت و آنطور اينها غارت و قتل مي‏كردند يك كلمه گفتند و از حقوق بشر اسم بردند ؛ و نه در آخر ، كه تمام جناياتي كه در ايران واقع مي‏شد در ظرف - تقريباً - دو سال آخر كه همه ملتها اطلاع بر آن پيدا كردند و ملت ايران آنطور گرفتار شد كه جوانهاي ما را در خيابانها دسته‏جمعي كشتند .
پانزده خرداد را اينها اصلاً ذكري از آن نمي‏كنند . ۱۵ خرداد به طوري كه گفته‏اند - من در حبس بودم ، لكن آنطوري كه براي من بعد از بيرون آمدن گفتند - قريب پانزده هزار نفر را آنها كشتند و از قراري كه باز گفتند ، خود محمدرضا با هليكوپتر عامل قتل هم بوده است خودش . اينها ، اين طرفدارهاي حقوق بشر ، اين پانزده هزار جمعيتي كه در يك روز كشته شد اينها را مثل اينكه بشر نمي‏دانند ! يا بشر مي‏دانند و براي آنها حقوق قائل نيستند . اگر اينها بشر هستند و حقوق دارند و اين شصت هزار نفر يا بيشتري كه در اين چند صباح ، در اين چند ماه ، از ايران كشته شد - از بهترين جوانهاي ما كشته شد ، از همه طبقات ، طبقه روحانيين ، طبقه دانشگاهي ، طبقه تجار ، اداري ، همه جور جمعيتي ، دهقان ، كارگر ، كشته شد - اينها اصلاً به روي خودشان نمي‏آوردند كه اين كارها شده است ! ما نديديم كه هيچ فريادي از اينها درآيد كه خير ، چرا حقوق بشر را ملاحظه نمي‏كنيد . چرا اينقدر آدم مي‏كشيد . حالا كه ما اين جنايتكارها را [مجازات مي‏كنيم] - كه هر كدامشان ، بعضي از اينها ، چندين نفر آدم را كشته‏اند ، يا آنطور اينها را شكنجه داده‏اند كه در زير شكنجه مردند ، يا پاهاي آنها را ارّه كردند ، يا آنها را در تاوه گذاشتند و بو دادند ، از همه طبقات ، در زندانها آنطور عمل كردند ؛ [سر و صدا راه مي‏اندازند] يك شب من در آن حبس كه بودم صداي ضجّه و ناله اشخاصي كه [شكنجه] مي‏كردند خودم مي‏شنيدم ؛ بعد كه آمدند اين حبسيها ، يعني صاحبان حبس ، پيش من آمدند ، اعتراض كردم و گفتم زندانها بايد جاي تربيت باشد نه جاي اينطور وحشيگريها . گفتند نه ، اين چيزي نبوده . اين يك سربازي بود كه فرار كرده بود يك سيلي به او زدند ! در صورتي كه شايد بيشتر از يك ساعت شايد شكنجه مي‏كردند و من فرياد مي‏شنيدم .
اين طرفدارهاي حقوق بشر ، اين حقّه‏بازها - كه مي‏خواهند همه منافع ماها را بدهند به اربابهايشان - آن روز خفه شده بودند ، قلمهايشان شكسته بود . حالا كه ما اينها را پيدا كرديم و چندتايشان را كشتيم ، محاكمه كرده‏اند و اقرار كرده‏اند به اينكه چه كردند و چه كردند ، پرونده‏هايشان معلوم است كه چه كردند ، حالا صدايشان درآمده . در عين حال كه مساله اينطور است و آنهايي كه تاكنون كشته شدند اشخاص فاسد و مفسد و بسياري‏شان قاتل و قتّال و مفسد في‏الارض بودند ، مع‏ذلك ما اخيراً يك قدري تضييق كرديم دايره اين [مجازات] را ، يك قدري تخفيف داديم . [تنها] كساني كه ثابت شده قاتل هستند ، يا كساني كه شكنجه كردند و به قتل منتهي شده است ، يا كساني كه امر كرده‏اند دسته‏جمعي مردم را بكشند ، اينها را گفتيم حالا از اين به بعد اينها مورد اعدام باشند . . . .
اين براي حقوق بشر است . خوب ، اين بشر حق دارد ، آن بشر هم حق دارد . اين بشر سلامت اين را سلب كرده است ، حقِّ اين است كه سلامت او را سلب كند . اين بشر يكي را كشته است ، حق ورثه او اين است كه او را بكشند . ما ورثه را پيدا نكنيم ، حق حاكم است كه او را بكشد . تا حالا اين عده - را كه كم هم بودند ؛ چيز زيادي نبودند اين عده را دادگاههاي انقلابي كشته‏اند . اينها براي احقاق حقوق بشر اينها را كشته‏اند . اينهايي كه ادعاي حقوق بشر مي‏كنند و براي اِلقانيان
( از سرمايه داران صهيونيست بود كه به جرم جاسوسي براي رژيم اشغالگر قدس و كمك به صهيونيست و همچنين لطمه زدن به اقتصاد كشور ، به حكم دادگاه انقلاب اسلامي به اعدام محكوم شد )
هياهو مي‏كنند و يا براي هويدا هياهو مي‏كنند ، اينها هستند كه حقوق بشر را پايمال دارند مي‏كنند .
اين هويدا پانزده سال ، يا سيزده سال تقريباً نخست‏وزير بود و تمام جنايات گردن نخست‏وزير است . ما هر نخست‏وزيري كه در آن عصر [منصوب] شده ، اگر پيدا كنيم - مثل شريف امامي ،
( جعفر شريف امامي ، رئيس مجلس سنا و نخست‏وزير دولت به اصطلاح آشتي ملي كه حادثه قتل عام مردم در ۱۷ شهريور ۱۳۵۷ در زمان نخست‏وزيري وي به وقوع پيوست . )
محكوم به قتلند اينها . بختيار خودش اقرار كرد كه به امر من قتل واقع شد . اينها عامل قتلند به اينطور كه وادار كردند به قتل عام . جمعيت اينها مفسدند ؛ اينها فاسدند . ما براي حقوق بشر اين كار را داريم انجام مي‏دهيم . و اين جمعيتي كه صدا بلند مي‏كنند كه حقوق بشر ، حقوق بشر ، اينها عمال استعمارند . اصلِ اين جمعيتهايي كه در امريكا ، يا در جاهاي ديگر ، درست شده است به عنوان جمعيت حقوق بشر ، جمعيت كذا و كذا ، اينها را - همه - آنها درست كرده‏اند براي اينكه حقوق بشر را ضايع كنند . اين همه خيانت اين مرد نانجيب به ايران كرده است و اين همه قتل و غارت كرده است ، حالا كه مي‏گويند اين بايد به قتل برسد . حالا هم كه حكمي صادر نشده براي قتل محمدرضا ، لكن صادر مي‏شود . اگر ما پيدايش بكنيم ، بايد كشته بشود . اينهايي كه مي‏گويند حقوق بشر حالا صدايشان درآمده و اظهار تاسف مي‏كنند ! . . .
شما در تمام اين مدتي كه اين نخست‏وزير - نخست‏وزير اسلامي - آمده است روي كار ، يكي را پيدا بكنيد كه در اين دادگاه انقلاب يا در نخست‏وزيري يا در ارتش يا در جاي ديگر در اين حكومت بدون جرم يك نفر را گرفته باشند ، يك روز حبس كرده باشند ، به يك كسي فحش داده باشند . اين جمعيت حقوق بشر متوجه نيستند اينها را ؟ يا مي‏دانند و خودشان را به كري مي‏زنند ؟ خائنند اينها ! اينها مي‏خواهند ما را باز زير بار همان [اسارتهايي] كه سابق بود بكشند . ما به اين حرفها گوش نمي‏دهيم . ما براي احقاق حق بشر ، براي حقوق بشر [ . . . ] تا حالا اين جمعيتي كه كشته شده است براي احقاق حقوق بشر بوده است . . . .
بيايند ببينند . همان جا در خارج نشسته‏اند و مزد مي‏گيرند و قلم را برداشتند و همين‏طور دارند چيز مي‏نويسند ، به عنوان حقوق بشر ! اينها اشخاصي هستند كه مي‏خواهند حقوق بشر پايمال بشود ؛ نه اينكه مي‏خواهند حقوق بشر را استفاده كنند و بگويند حقوق‏بشر . اينها ، [براي] جوانهاي ما [كه] اين همه كشته شدند ، اين همه زجر ديدند ، برايشان هيچ حق قائل نيستند ؛ اينها را انسان مي‏گويند نيستند ! اينها ما را بشر - مثل اينكه - نمي‏دانند ! آن وقت چهار نفر را ما اعدام كرديم ؛ براي اينكه پانزده سال ، ده سال ، زجر داده‏اند ، كشته‏اند ، قتل عام كردند ، ريختند توي خيابانها به قتل عام ، [ . . . ] خوب شما همه ديديد اين را ؛ و همه ديدند اين را .
آنها مطلعند از اين معنا ؛ نه اينكه آنجا ايستاده و بيخبر هستند . همين طوري كه جزئيات حالا را مطلعند ، جزئيات سابق را هم مطلع بوده‏اند . مطلعند ، لكن خيانتكارند ، بي‏انصافند ، بشر نيستند اينها . اينها يك مزدوراني هستند كه مي‏خواهند حقوق بشر را پايمال كنند . تا حالا اينطور شده است .
و بحمداللَّه تا يك قدري جزاي بعضي از آنها - البته هستند باز هم - داده شده است ؛ لكن الآن توطئه‏ها هست . الآن همان اشخاصي كه اهل‏اين كارها بوده‏اند يك مقداري‏شان هستند و مشغول توطئه هستندمي‏خواهند دوباره كار را از سر بگيرند . اينهايي كه مشغول توطئه‏هستند ، اينهايي كه مي‏خواهند دوباره مسائل را به حال اول برگردانند ، دوباره يك ملت را به زير بار بكشند ، دوباره يك ملت را ذليل‏كنند ، دوباره حقوق يك ملت را به باد فنا بدهند - اينها را - ما اگرپيدايشان بكنيم ، البته به جزا مي‏رسانيم ؛ و ان‏شاءاللَّه پيدايشان مي‏كنيم .
اينهايي كه مثل آقاي مطهري ( استاد شهيد مرتضي مطهري از اساتيد حوزه و دانشگاه ، كه در سال ۱۳۵۸ توسط گروهك منحرف فرقان به شهادت رسيد . وي از ياران امام خميني ( ره ) و عضو شوراي انقلاب بود . )
كه اذيتش به يك مور نرسيده است - من قريب بيست سال اين مرد را مي‏شناسم - يك آدم به آن سالمي ، يك آدم به آن ادب ، به آن انسانيت ، اين را محكوم به قتلش مي‏كنند . چرا ؟ چه كرد آقاي مطهري ؟ كي را كشته است ؟ چه كرده ؟ اين بشر نيست ؟ ! اين انسان فيلسوف ، عالم ، فقيه ، اين بشر نيست ؟ ! اين بشر را اينطور مي‏كشند بدون اينكه يك جرمي داشته باشد . جرم آقاي مطهري چه بود ؟ چه كرده بود ؟ جرم قرني
( سپهبد ولي الله قرني ، اولين رئيس ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران ، كه در تاريخ ۳/۲/۱۳۵۸ توسط گروهك فرقان به شهادت رسيد . )
چه بود ؟ آخر چه جرمي كرده بودند كه مستحق قتل بودند ؟ حالا هم ليست دارند براي كشتن يك عده‏اي . خيال مي‏كنند كه با كشتن آقاي مطهري ، يا با كشتن امثال آقاي مطهري ، اين نهضت خاموش مي‏شود و دوباره حقوق ملت ما پايمال مي‏شود ، و دوباره خوب ، راجع به آقاي مطهري اين حقوق بشريها يك كلمه ننوشته‏اند ، نگفته‏اند ؛ ما كه نشنيده‏ايم كه بگويند . اين بشر نيست ؟ ! اعتراض نكردند ، نگفتند ، محكوم نكردند آن كسي را كه كشته است .
حالا نمي‏شناسندش آقا ! خوب ، آن طايفه‏اي كه اين كار را كرده‏اند چرا محكوم‏نكرده‏اند ؟ حالا اگر ما قاتل آقاي مطهري را پيدا بكنيم و او را مجازات بدهيم ، قصاص بكنيم ، آن وقت صدايشان درمي‏آيد كه خشونت است ! اين خشونت‏نيست كه بدون جهت [آدمي را بكشند ؟ ] آخر ، يكوقت يك آدمي بود كه‏كاري كرده بود ؛ جز تعليم و تعلم اين مرد كاري نداشت . يك آدمي كه من قريب به‏بيست سال او را مي‏شناسم و مطلع از وضع و حال او هستم و مي‏دانم كه اذيت به كسي‏نكرده ، يك آدمي كه زحمت براي اين ملت كشيده است ، يك آدمي كه كتابنويس بوده ، يك آدمي كه فيلسوف و متفكر بوده ، مستحق قتل است ، [كه] او را كشتند ؟ اين جمعيت حقوق بشر كجا هستند كه يك كلمه نمي‏گويند ؟ حالا ما اگر آن كسي كه او را كشته است پيدا كنيم و بكشيم ، يكدفعه سر قلم حقوق بشر باز مي‏شود و شروع مي‏كنند به نوشتن و [تبليغ] كردن كه خشونت است . ايران خشونت است ، حقوق بشر را ملاحظه نمي‏كند ، اينها چه جمعيتي هستند ! من نمي‏دانم چه تربيتي اينها دارند ؛ چه حيواناتي اينها هستند ؟ !
اين وضع دنياي مادي است . اين وضعِ اين حقوق بشريهاي مادي‏اند . اين وضع دنياي مادي است كه غير از منافع مادي و غير از منافع اربابهاي خودشان هيچ چيز را ملاحظه نمي‏كنند ؛ چون مطلع بر هيچ چيز نيستند . همه را غمض عين مي‏كنند ؛ تا آنجايي كه منفعت خودشان را در خطر مي‏بينند ؛ [آن وقت] فريادشان بلند مي‏شود . اين خاصيت تربيتهاي مادي است . و اين نحو حكومتي كه الآن هست خاصيت تربيتهاي اسلامي است ، معنوي است .
( بيانات امام در جمع اعضاي هيات بازرگاني ايراني ، صحيفه نور ج ۶ ، ص ۶ - ۱۷۲ )
۵۸/۲/۲۵

تبليغات سوء با حربه حقوق بشر
اينهايي كه الآن دارند مي‏نويسند كه فرقي نكرده ، اينها همينهايي است‏كه در امريكا صحبتش را مي‏كنند كه چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟ و آن بي‏انصافهاي طرفدار حقوق بشر صدايش را درآوردند كه چرا اعدام مي‏شود ؟ همانهايي كه در آن وقتي كه دارد مي‏نويسد چرا در ايران اعدام‏مي‏شود ؟ در جاهاي زيادي از قِبَل همين امريكاي فاسد ، قتل‏عام دارد مي‏شود ، يك كلمه راجع به آن نمي‏گويند . اما اين طرفش را كه هويدارا اعدام كردند يا نصيري را اعدام كردند يا اين اشخاص فاسد را ، صداي هياهوشان درآمده . و اينها هم كه در اينجا و از عمال‏آنهاهستند مي‏نويسند كه فرقي نكرده است ؛ حالا هم اعدام هست ، آن وقت هم اعدام بود . حبسيها چه كساني هستند ؟ آن وقت چه كسي بودند ؟
( بيانات امام در جمع كاركنان بيمه مركزي ايران ، صحيفه نور ج ۱۰ ، ص ۳ - ۱۴ )
۵۸/۸/۱۴

تحريف حقوق بشر
شما چند نفر فاسد را در اينجا به دادگاهها سپرديد و دادگاهها آنها را كه سالهاي طولاني به اين ملت ستم كرده بودند و بعضيها كشتار كرده بودند و بعضيها دستور كشتار داده بودند و انحرافات مذهبي بعضي داشتند ، بعد از محاكمه آنها را اعدام كردند ؛ و اين بوقهاي تبليغاتي خارج ، دانسته به اينكه مسائل دروني ما چيست ، مشغول تبليغات و اينكه در ايران آدمكشي رواج دارد ، آدمكشي مي‏شود ! نه اينكه آنها ندانند اين آدمهايي كه در اينجا كشته شدند آدم نبودند ؛ سبع بودند ، جنايتكار بودند ؛ آنها مي‏دانند كه مامورهاي خودشان چه اشخاصي بودند ، و براي خاطر همان خواسته‏ها بوده است كه آنها را به كار واداشتند ؛ لكن وقتي كه پاي تبليغات مي‏آيد ، ايران را يك كشور جنايتكار ، به صورت يك كشور جنايتكار ، وحشي ، غير متمدن و امثال ذلك در خارج نمايش مي‏دهند .
( بيانات امام در جمع هيات شوراي هماهنگي تبليغات ، صحيفه نور ج ۱۴ ، ص ۴۲ )
۵۹/۱۱/۱۶

بالا
فهرست اصلي


 *English
Lawyer Search <  
Francias* 

 *كانون جهاني (IBA)
اتحاديه كانونها
 *مصوبات
 *مجمع عمومي
 * شوراي اجرائي
 *كميسيون‌انفورماتيك

كانونهاي وكلا
 *مركز
 *فارس
 *آذربايجان شرقي
 *آذربايجان غربي
 *اصفهان
 *مازندران
 *خراسان
 *گيلان
 *قزوين
 *كرمانشاه و ايلام
 *خوزستان
 *همدان
 *قم
 *كردستان
 *گلستان
 *اردبيل
 *مركزي
 *بوشهر
 *زنجان
 *لرستان
 *کرمان


امور وكلا و كارآموزان  *فهرست اسامي
 *مصوبات كانون
 *كميسيون حقوقي
 *كارآموزي و اختبار
 *آزمون وكالت
 *نظرات وكلا

طرح‌ها و لوايح وكالت
 *كتابخانه
 *مقالات حقوقي
 *مجله حقوقي
 *نشريه داخلي

منابع حقوقي
 *بانك قوانين
 *آراء قضائي
 *نظرات مشورتي
 *لوايح و اوراق
 *مراجع رسيدگي
 *پرسش و پاسخ

سايتهاي‌اطلاع‌رساني
 *حقوقي و داخلي
 *حقوقي خارجي
  لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
All Rights Reserved.
© 2003 Iranian Bar Associations Union
No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran
Phone: +98 21 8887167-9     Fax: +98 21 8771340    
Site was technically designed & developed by Nima Norouzi