لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
مجموعه قانون مجازات اسلامي


(صفحه۱۵)

فهرست اصلي
فهرست:

  * باب نهم - ديه اعضاء
  * باب دهم - ديه جراحات
-------------------------------------------------------------



  * باب نهم - ديه اعضاء

باب نهم - ديه اعضا
ماده ۳۶۷ ـ هرجنايتي كه بر عضو كسي وارد شود و شرعا مقدار خاصي به عنوان ديه براي آن تعيين نشده باشد جاني بايد ارش بپردازد . ( ۳۶۹ )
( ۳۶۹ ) الف : به ماده ۴۹۵ همين قانون نيز مراجعه شود .
ب : راي اصراري ۸۳ - ۱۳۶۸/۸/۹ رديف ۲۰/۶۷ : از لحاظ صدمه وارده به عصب سياتيك پاي چپ مورد مشمول مواد ۷۵ و ۲۱۰ قانون ( راجع به ) مجازات اسلامي و ديات ( فعلا مواد ۳۶۷ و ۳۹۳ ق . م . ا . ) بوده و بنظر هيات ( عمومي شعب كيفري ) ارش به نسبت چهل درصد از دو سوم از ديه يك پا محاسبه مي گردد نه از ۴۰ % ديه يك پا .
راي اصراري : ۱۲۸ - ۱۳۶۸/۱۰/۱۹ رديف ۷۲/۶۷ : نظر استنباطي شعب ۱۳۷ و ۱۳۲ دادگاه كيفري يك تهران درمورد اتهام محمد به ايراد ضرب و جرح غير عمدي ناشي از تخلف از مقررات راهنمايي و رانندگي كه حسب نظريه پزشكي قانوني موجب ضايع شدن كليه سمت راست فاطمه شده و دادگاه ارش تعيين نموده بي اشكال است .
ج : نظريه ۷/۶۶۰۵ - ۱۳۶۴/۱۲/۲۱ ا . ح . ق . : تورم بطور كلي در هر قسمتي از بدن باشد ديه معين ندارد بلكه فقطموجب ارش مي باشد .
نظريه ۷/۱۴۲۰ - ۱۳۶۵/۲/۲۷ ا . ح . ق . : ديه فلج اعضاء بدن در مواردي كه ديه خاص در قانون تعيين نشده به صورت ارش است .
نظريه ۷/۱۲۳۲ - ۱۳۶۵/۴/۴ ا . ح . ق . : براي شكستگي لگن بايد ارش تعيين شود .
نظريه ۷/۳۱۷۷ - ۱۳۶۸/۱۱/۳ ا . ح . ق . : زاني مكلف به پرداخت ارش البكاره دختر است ، و ميزان آن توسط حاكم محكمه تعيين مي شود . ( نظريه ۷/۳۱۳۶ - ۱۳۷۸/۸/۱۰ ا . ح . ق . مندرج در پاورقي ماده ۴۸۱ نيز ملاحظه شود ) .
نظريه ۷/۱۲۵۷ - ۱۳۷۱/۶/۳ ا . ح . ق . : اگر با يك ضربه چند عضو آسيب بيند ديه اعضاء مختلف يا ارش آنهاتداخل نمي كند و اگر با يك ضربه ، يك عضو صدمات مختلف بيند ديه آنها تداخل مي كند و ديه اكثر ملاك است .
نظريه ۷/۴۲۵۸ - ۱۳۷۲/۶/۲۹ ا . ح . ق . : ديه و ارش مانعه الجمع نيستند . در موردي كه غير از شكستگي عارضه اي براي عضو ايجاد مي شود كه جدا از شكستگي آن است تعيين ارش آن وفق مقررات قانوني بلامانع است و در اين گونه موارد موردي از براي تداخل آنهانيست . عمد يا غير عمد بودن صدمه تاثيري در امر ندارد .
نظريه ۷/۵۷۰۱ - ۱۳۷۲/۱۱/۲ ا . ح . ق . : پرداخت ارش از نظر شرعي مهلت ندارد و پرداخت آن بايد فوراپ به موقع اجرا گذاشته شود ، مگر آن كه مجني عليه با تاخير آن موافقت داشته باشد .
نظريه ۷/۷۹۸۵ - ۱۳۷۳/۱۲/۱ ا . ح . ق . : در مورد خونريزي داخلي ، دادگاه بايد با جلب نظر متخصص و براساس اين كه چه عضوي صدمه ديده تعيين تكليف نمايد .
نظريه ۷/۸۳۱۳ - ۱۳۷۳/۱۲/۸ ا . ح . ق . : براي صدمات وارده بر پستان ، دادگاه بايد به استناد به فتاوي معتبر ديه ياارش تعيين نمايد .
نظريه ۷/۷۵۰۱ ـ ۱۳۷۷/۱۰/۱۳ ا . ح . ق : در ق . م . ا . براي سوختگي هاي روي پوست ديه اي معين نشده است ، دادگاه با توجه به مواد ۳۶۷ و ۴۹۵ آن قانون بايد ارش تعيين نمايد .
نظريه ۷/۳۶۲۱ - ۱۳۷۸/۱۰/۲ ا . ح . ق . : تعيين ارش طبق مادتين ۳۶۷ و ۴۹۵ ق . م . ا . با در نظر گرفتن ديه كامله انسان است و نوع و كيفيت با كارشناسي است كه براساس ديه كامل انسان يا ديه كامل عضوي كه براي آن ارش تعيين مي شودميزان آن تعيين و اعلام مي گردد . پزشكان متخصص و غيره ( كه ممكن است از غير پزشكان قانوني هم باشند ) كه در نوع جراحت و موضوع آن خبرويت دارند ميزان ارش را تعيين و اعلام مي نمايند .
نظريه ۷/۳۱۴۱ - ۱۳۷۸/۶/۹ ا . ح . ق . : براي ايراد ضرب ( در صورت عدم وجود آثار مقيد در مواد ۴۸۴ و ۴۸۵ و۴۸۶ و تبصره هاي آن ) شرعٹ ديه خاصي مقرر نشده است و با تجويز ماده ۳۶۷ ق . م . ا . جاني ، بايد ارش بپردازد .
نظريه ۷/۱۰۰۹۴ - ۱۳۸۱/۱۱/۱۵ ا . ح . ق : نظر به اين كه در مورد شكستن استخوان كف دست و كف پا ديه معين نشده است ، در اين موارد بايد به تعيين ارش اقدام شود .

فصل اول - ديه مو
ماده ۳۶۸ ـ هرگاه كسي موي سر يا صورت مردي را طوري از بين ببرد كه ديگر نرويد عهده دارديه كامل خواهد بود واگر دوباره برويد نسبت به موي سر ضامن ارش است و نسبت به ريش ثلث ديه كامل را عهده دار خواهد بود .
ماده ۳۶۹ ـ هرگاه كسي موي سر زني را طوري از بين ببرد كه ديگر نرويد ضامن ديه كامل زن مي باشد و اگر دوباره برويد عهده دار مهرالمثل خواهد بود و در اين حكم فرقي ميان كوچك و بزرگ نيست .
تبصره ـ اگر مهرالمثل بيش از ديه كامل باشد فقط به مقدار ديه كامل پرداخت مي شود .
ماده ۳۷۰ ـ هرگاه مقداري از موهاي از بين رفته دوباره برويد و مقدار ديگر نرويد نسبت مقداري كه نمي رويد با تمام سر ملاحظه مي شود و ديه به همان نسبت دريافت مي گردد . ( ۳۷۰ )
( ۳۷۰ ) نظريه ۷/۷۶۵۹ - ۱۳۷۲/۱۰/۲۹ ا . ح . ق . : از بين بردن قسمتي از موي سر مرد يا زن اگر دوباره برويد ارش و اگردوباره نرويد نسبت به قسمت از بين رفته ديه دارد .

ماده ۳۷۱ ـ تشخيص روييدن مجدد مو و نروييدن آن با خبره است واگر طبق نظر خبره ديه ياارش پرداخت شده و بعداز آن دوباره روييد بايد مقدار زايد بر ارش به جاني مسترد شود .
ماده ۳۷۲ ـ ديه موهاي مجموع دو ابرو در صورتي كه هرگز نرويد پانصد ديناراست و ديه هركدام دويست و پنجاه دينار و ديه هر مقدار از يك ابرو به همان نسبت خواهد بود واگر دوباره روييده شود در همه موارد ارش است واگر مقداري از آن دوباره روييده شود و مقدار ديگر هرگز نرويد نسبت به آن مقدار كه مجددا روييده شود ارش است و نسبت به آن مقدار كه روييده نمي شود ديه با احتساب مقدار مساحت تعيين مي شود .
ماده ۳۷۳ ـ از بين بردن موهاي پلك چشم موجب ارش است خواه دوباره برويد خواه نرويد وخواه تمام آن باشد و خواه بعض آن .
ماده ۳۷۴ ـ از بين بردن مو در صورتي موجب ديه يا ارش مي شود كه به تنهايي باشد نه با از بين بردن عضو يا كندن پوست و مانند آن كه دراين موارد فقط ديه عضو قطع شده يا مانند آن پرداخت مي گردد .

فصل دوم - ديه چشم
ماده ۳۷۵ ـ از بين بردن دو چشم سالم موجب ديه كامل است و ديه هركدام از آنها نصف ديه كامل خواهد بود .
تبصره ـ تمام چشمهايي كه بينايي دارند در حكم فوق يكسانند گرچه از لحاظ ضعف و بيماري و شب كوري و لوچ بودن با يكديگر فرق داشته باشند .
ماده ۳۷۶ ـ چشمي كه در سياهي آن لكه سفيدي باشد اگر مانع ديدن نباشد ديه آن كامل است واگر مانع مقداري از ديدن باشد به طوري كه تشخيص ممكن باشد به همان نسبت از ديه كاهش مي يابد واگر به طور كلي مانع ديدن باشد در آن ارش است نه ديه .
ماده ۳۷۷ ـ ديه چشم كسي كه داراي يك چشم سالم و بينا باشد و چشم ديگرش نابيناي مادر زادي بوده يا دراثر بيماري يا علل غير جنايي از دست رفته باشد ديه كامل است واگر چشم ديگرش را در اثر قصاص يا جنايتي از دست داده باشد ديه آن نصف ديه است .
ماده ۳۷۸ ـ كسي كه داراي يك چشم بينا و يك چشم نابينا است ديه چشم نابيناي او ثلث ديه كامل است خواه چشم او مادرزاد نابينا بوده است يا دراثر جنايت نابينا شده باشد .
ماده ۳۷۹ ـ ديه مجموع چهار پلك دو چشم ديه كامل خواهد بود و ديه پلكهاي بالا ثلث ديه كامل و ديه پلكهاي پايين نصف ديه كامل است .

فصل سوم - ديه بيني
ماده ۳۸۰ ـ از بين بردن تمام بيني دفعتا يا نرمه آن كه پايين قصب واستخوان بيني است موجب ديه كامل است واز بين بردن مقداري از نرمه بيني موجب همان نسبت ديه مي باشد . ( ۳۷۱ )
( ۳۷۱ ) نظريه ۷/۳۱۸۷ - ۱۳۶۸/۷/۱۹ ا . ح . ق . : در مورد صدمه منتهي به انحراف بيني بايد نظر پزشكي قانوني تحصيل شود .

ماده ۳۸۱ ـ از بين بردن مقداري از استخوان بيني بعد از بريدن نرمه آن موجب ديه كامل و ارش مي باشد .
ماده ۳۸۲ ـ اگر با شكستن يا سوزاندن يا امثال آن بيني را فاسد كنند در صورتي كه اصلاح نشودموجب ديه كامل است واگر بدون عيب جبران شود موجب يكصد دينار مي باشد .
ماده ۳۸۳ ـ فلج كردن بيني موجب دو ثلث ديه كامل است واز بين بردن بيني فلج موجب ثلث ديه كامل مي باشد .
ماده ۳۸۴ ـ از بين بردن هر يك از سوراخهاي بيني موجب ثلث ديه كامل است و سوراخ كردن بيني به طوري كه هر دو سوراخ و پرده فاصل ميان آن پاره شود يا آنكه آن را سوراخ نمايد در صورتي كه باعث از بين رفتن آن نشود موجب ثلث ديه كامل است واگر جبران واصلاح شود موجب خمس ديه مي باشد .
ماده ۳۸۵ ـ ديه از بين بردن نوك بيني كه محل چكيدن خون است نصف ديه كامل مي باشد .

فصل چهارم - ديه گوش ( ۳۷۲ )
( ۳۷۲ ) نظريه ۷/۳۳۶۴ - ۱۳۶۵/۵/۱۶ ا . ح . ق . : پاره كردن پرده گوش ارش دارد .

ماده ۳۸۶ ـ از بين بردن مجموع دو گوش ديه كامل دارد و از بين بردن هر كدام نصف ديه كامل واز بين بردن مقداري از آن موجب ديه همان مقداربا رعايت نسبت به تمام گوش خواهد بود .
ماده ۳۸۷ ـ از بين بردن نرمه گوش ثلث ديه آن گوش را دارد واز بين بردن قسمتي از آن موجب ديه به همان نسبت خواهد بود .
ماده ۳۸۸ ـ پاره كردن گوش ثلث ديه را دارد .
ماده ۳۸۹ ـ فلج كردن گوش دو ثلث ديه و بريدن گوش فلج ثلث ديه را دارد .
تبصره ـ هرگاه آسيب رساندن به گوش به حس شنوايي سرايت كند و به آن آسيب رساند ياموجب سرايت به استخوان و شكستن آن شود براي هر كدام ديه جداگانه اي خواهد بود .
ماده ۳۹۰ ـ گوش سالم و شنوا و گوش كر در احكام مذكور در موارد فوق يكسانند .

فصل پنجم - ديه لب
ماده ۳۹۱ ـ از بين بردن مجموع دو لب ديه كامل دارد واز بين بردن هر كدام از لبها نصف ديه كامل واز بين بردن هر مقداري از لب موجب ديه همان مقدار با رعايت نسبت به تمام لب خواهدبود .
ماده ۳۹۲ ـ جنايتي كه لبها را جمع كند و دراثر آن دندانها را نپوشاند موجب مقداري است كه حاكم آن را تعيين مي نمايد .
ماده ۳۹۳ ـ جنايتي كه موجب سست شدن لبها بشود به طوري كه با خنده و مانند آن از دندانهاكنار نرود موجب دو ثلث ديه كامل مي باشد . ( ۳۷۳ )
( ۳۷۳ ) به راي اصراري ۸۳ - ۱۳۶۸/۸/۹ رديف ۲۰/۶۷ مندرج در زير نويس ماده ۳۶۷ مراجعه شود .
ماده ۳۹۴ ـ از بين بردن لبهاي فلج و بي حس ثلث ديه دارد .
ماده ۳۹۵ ـ شكافتن يك يا دو لب به طوري كه دندانها نمايان شوند موجب ثلث ديه كامل است و در صورت اصلاح و خوب شدن خمس ديه كامل خواهد بود .

فصل ششم - ديه زبان
ماده ۳۹۶ ـ از بين بردن تمام زبان سالم يا لال كردن انسان سالم يا ضربه مغزي و مانند آن ديه كامل دارد و بريدن تمام زبان لال ثلث ديه كامل خواهد بود .
ماده ۳۹۷ ـ از بين بردن مقداري از زبان لال موجب ديه همان مقدار با رعايت نسبت به تمام زبان خواهد بود ولي ديه قسمتي از زبان سالم به نسبت از دست دادن قدرت اداي حروف خواهدبود .
ماده ۳۹۸ ـ تعيين مقدار ديه جنايتي كه بر زبان وارد شده و موجب از بين رفتن حروف نشودلكن باعث عيب گردد با تعيين ( ۳۷۴ ) حاكم خواهد بود .
( ۳۷۴ ) به نظر مي رسد واژه « تعيين » دوم زايد باشد .
ماده ۳۹۹ ـ هرگاه مقداري از زبان را كسي قطع كند كه باعث از بين رفتن قدرت اداي مقداري ازحروف باشد و ديگري مقدار ديگر را كه باعث از بين رفتن مقداري از باقي حروف گردد ديه به نسبت از بين رفتن قدرت اداي حروف مي باشد .
ماده ۴۰۰ - بريدن زبان كودك قبل از حد سخن گفتن موجب ديه كامل است .
ماده ۴۰۱ - بريدن زبان كودكي كه به حد سخن گفتن رسيده ولي سخن نمي گويد ثلث ديه داردواگر بعدا معلوم شود كه زبان او سالم و قدرت تكلم داشته ديه كامل محسوب و بقيه از جاني گرفته مي شود .
ماده ۴۰۲ ـ هرگاه جنايتي موجب لال شدن گردد و ديه كامل از جاني گرفته شود و دوباره زبان به حال اول برگردد و سالم شود ديه مسترد خواهد شد .

فصل هفتم - ديه دندان ( ۳۷۵ )
( ۳۷۵ ) نظريه ۷/۱۱۵۸ - ۱۳۷۱/۴/۲۳ ا . ح . ق . : ديه لق شدن دنداني كه منجر به كشيدن آن شود ، ديه از بين رفتن است و اگر قابل معالجه باشد ارش بايد تعيين گردد .
ماده ۴۰۳ - از بين بردن تمام دندانهاي بيست و هشتگانه ديه كامل دارد و به ترتيب زير توزيع مي شود :
۱ - هر يك از دندانهاي جلو كه عبارتنداز پيش و چهارتايي و نيش كه از هر كدام دو عدد در بالا دوعدد درپايين مي رويد و جمعادوازده تا خواهدبود . پنجاه دينار و ديه مجموع آنها ششصد دينارمي شود .
۲ - هر يك از دندانهاي عقب كه در چهار سمت پاياني از بالا و پايين در هر كدام يك ضاحك و سه ضرس قرار دارد و جمعا شانزده تا خواهد بود بيست و پنج دينار و ديه مجموع آنها چهار صد دينارمي شود .
ماده ۴۰۴ - دندانهاي اضافي به هر نام كه باشد و به هر طرز كه روييده شود ديه اي ندارد واگر دركندن آنها نقصي حاصل شود تعيين مقدار ارش آن با قاضي است واگر هيچ گونه نقصي حاصل نشودارش نخواهد داشت ولي به نظر قاضي تا ( ۷۴ ) ضربه شلاق محكوم مي شود .
ماده ۴۰۵ - هرگاه دندانها از بيست و هشت تا كمتر باشد به همان نسبت از ديه كامل كاهش مي يابد خواه خلقتا كمتر باشد يا دراثر عارضه اي كم شده باشد .
ماده ۴۰۶ - فرقي ميان دندانهايي كه داراي رنگهاي گوناگون مي باشد نيست واگر دنداني دراثرجنايت سياه شود و نيافتد ديه آن دو ثلث ديه همان دندان است كه سالم باشد و ديه دنداني كه قبلاسياه شده ( ۳۷۶ ) ثلث همان دندان سالم است .
۳۷۶ - نظريه ۷/۴۴۸۹ - ۱۳۶۴/۷/۲۳ ا . ح . ق . : پ ذكر سياهي ( دندان ) من باب مثال و كنايه از فساد مي باشد كه موضوعيت ندارد .

ماده ۴۰۷ - شكاف ( اشقاق ) دندان كه بدون كندن واز بين بردن آن باشد تعيين جريمه مالي آن با حاكم است .
ماده ۴۰۸ - شكستن آن مقدار از دندان كه نمايان است با بقاي ريشه ديه كامل آن دندان را داردواگر بعد از شكستن مقدار مزبور ، كسي بقيه را از ريشه بكند جريمه آن با نظر حاكم تعيين مي شودخواه كسي كه بقيه را از ريشه كنده همان كسي باشد كه مقدار نمايان دندان را شكسته يا ديگري . ( ۳۷۷ )
( ۳۷۷ ) نظريه ۷/۹۰۹۷ - ۱۳۷۷/۱۲/۲۷ ا . ح . ق . : با لحاظ مفاد ماده ۴۰۸ ق . م . ا . ، دندان عصب كشيده در حكم دندان كامل است و ديه آن با توجه به اينكه در جلو يا عقب دهان واقع شده باشد ، طبق ماده ۴۰۳ تعيين مي شود .
ماده ۴۰۹ - كندن دندان شيري كودك كه ديگر به جاي آن دندان نرويد ديه كامل آن را دارد واگربه جاي آن دندان برويد ديه هر دندان شيري كه كنده شد يك شتر مي باشد .
ماده ۴۱۰ ـ دنداني كه كنده شود ديه كامل دارد گرچه همان را در محلش قرار دهند و دوباره مانند سابق شود .
ماده ۴۱۱ ـ هرگاه دندان ديگري به جاي دندان اصلي كنده شده قرار گيرد و مانند دندان اصلي شود كندن آن ديه كامل دارد . ( ۳۷۸ )
( ۳۷۸ ) نظريه ۷/۹۰۹۷ - ۱۳۷۷/۱۲/۲۷ ا . ح . ق . : دندان مصنوعي دندان و عضو نيست و منظور از دندان مذكور درماده ۴۱۱ ق . م . ا . دنداني است كه كاشته و پيوند زده شده باشد و لذا شكستن دندان مصنوعي ديه دندان طبيعي را نداردو شكننده ممكن است به عنوان تخريب ( در صورت تحقق عناصر آن جرم ) تعقيب شود لذا شكننده دندان مصنوعي علاوه بر مجازات قانوني بايد خسارات وارده بر صاحب دندان مصنوعي را حسب درخواست او جبران نمايد .

فصل هشتم - ديه گردن
ماده ۴۱۲ ـ شكستن گردن به طوري كه گردن كج شود ديه كامل دارد . ( ۳۷۹ )
( ۳۷۹ ) نظريه ۷/۷۱۷۰ - ۱۳۷۴/۱۱/۱۹ ا . ح . ق : نظر به اينكه براي مطلق شكستن استخوان گردن بدون اينكه منتهي به كج شدن آن شود و يا در رفتگي يك مهره گردن ، ديه اي در ق . م . ا . مقرر نشده است لذا جاني محكوم به پرداخت ارش خواهد بود .
ماده ۴۱۳ ـ جنايتي كه موجب كج شدن گردن شود و همچنين جنايتي كه مانع فروبردن غذاگردد جريمه آن با نظر حاكم تعيين مي شود .
ماده ۴۱۴ ـ هرگاه جنايتي كه موجب كج شدن گردن و همچنين مانع فرو بردن غذا شده اثر آن زايل گردد ديه ندارد فقط بايد ارش پرداخت شود گرچه بعد از برطرف شدن اثرآن با دشواري بتواندگردن را مستقيم نگه بدارد يا غذا را فرو ببرد .

فصل نهم - ديه فك
ماده ۴۱۵ ـ از بين بردن مجموع دو فك ( ۳۸۰ ) ديه كامل دارد و ديه هر كدام آنها پانصد دينارمي باشد وازبين بردن مقداري از هريك موجب ديه مساحت همان مقدار است و ديه از بين بردن يك فك با مقداري ازفك ديگرنصف ديه با احتساب ديه مساحت فك ديگر خواهد بود . ( ۳۸۱ )
( ۳۸۰ ) نظريه ۷/۲۸۷۸ - ۱۳۷۳/۶/۱۶ ا . ح . ق . : مقصود قانونگذار از فكين دو استخوان پايين مي باشد و شامل استخوان بالاي دهان كه متصل به سر است و در پزشكي به آن فك بالا گفته مي شود نمي گردد .
( ۳۸۱ ) راي اصراري : ۱۴۱ - ۱۳۶۸/۱۱/۱۰ رديف ۱۰۰/۶۷ : نظر شعب ۱۳۹ و ۱۴۰ محاكم كيفري يك تهران در مورد ديه شكستگي فك و دندان كه براي دينار موضوعيت قائل نشده اند ، موافق با استنباط ازماده ۱۲۲ ( فعلا ماده ۴۱۵ ق . م . ا . ) و ساير مواد قانون ديات بوده و موجه مي باشد .

ماده ۴۱۶ ـ ديه فك مستقل از ديه دندان مي باشد واگر فك با دندان از بين برود ديه هريك جداگانه محسوب مي گردد .
ماده ۴۱۷ ـ جنايتي كه موجب نقص فك شود يا باعث دشواري و نقص جويدن گردد تعيين جريمه مالي آن با نظر حاكم است .

فصل دهم - ديه دست و پا
ماده ۴۱۸ ـ از بين بردن مجموع دو دست تا مفصل مچ ديه كامل دارد و ديه هر كدام از دستهانصف ديه كامل است خواه مجني عليه داراي دو دست باشد يا يك دست و دست ديگر را خلقتا يادراثر سانحه اي از دست داده باشد .
ماده ۴۱۹ ـ ديه قطع انگشتان هر دست تنها يا تا مچ پانصد دينار است .
ماده ۴۲۰ ـ جريمه مالي بريدن كف دست كه خلقتا بدون انگشت بوده و يا دراثر سانحه اي بدون انگشت شده است با نظر حاكم تعيين مي شود .
ماده ۴۲۱ ـ ديه قطع دست تا آرنج پانصد دينار است خواه داراي كف باشد و خواه نباشد وهمچنين ديه قطع دست تا شانه پانصد دينار است خواه آرنج داشته باشد خواه نداشته باشد .
ماده ۴۲۲ ـ ديه دستي كه داراي انگشت است اگر بيش از مفصل مچ قطع شود و يا بالاتر از آرنج قطع گردد پانصد ديناراست به اضافه ارش كه با در نظر گرفتن مساحت تعيين مي شود .
ماده ۴۲۳ ـ كسي كه از مچ يا آرنج يا شانه اش دو دست داشته باشد ديه دست اصلي پانصددينار است و نسبت به دست زايد قاضي به هر نحو كه مصلحت بداند نزاع را خاتمه مي دهد .
تشخيص دست اصلي و زايد به نظر خبره خواهد بود .
ماده ۴۲۴ ـ ديه ده انگشت دو دست و همچنين ديه ده انگشت دو پا ديه كامل خواهد بود ، ديه هرانگشت عشر ديه كامل است .
ماده ۴۲۵ ـ ديه هرانگشت به عدد بندهاي آن انگشت تقسيم مي شود و بريدن هر بندي ازانگشتهاي غير شست ثلث ديه انگشت سالم و در شست نصف ديه شست سالم است . ( ۳۸۲ )
( ۳۸۲ ) نظريه ۷/۱۳۹ - ۱۳۸۲/۱/۱۱ ا . ح . ق : با توجه به اينكه بند انگشتان اعم از شست و غير آن طبق ماده ۴۲۵ ق . م . ا . ديه مقدره دارد ، حارصه وارده بر يك بند انگشت شست پابهام پ مطابق ماده ۴۸۱ ق . م . ا . نصف عشر يك شتر و يا يك دوهزارم ديه كامله است و در مورد حارصه وارده بريكي از بندهاي ساير انگشتان دست ثلث عشر يك شتر و يا يك سه هزارم ديه كامله است در اين مورد فتواي حضرت امام ( قدس سره ) در تحريرالوسيله ج ۲ صفحه ۵۹۶ مساله ۶ چنين است : و في حارصه احدي انملتي الابهام نصف عشر بغير او نصف دينار و هكذا . . .

ماده ۴۲۶ ـ ديه انگشت زايد ثلث ديه انگشت اصلي است و ديه بندهاي زايد ثلث ديه بند اصلي است .
ماده ۴۲۷ ـ ديه فلج كردن هرانگشت دو ثلث ديه انگشت سالم است و ديه قطع انگشت فلج ثلث ديه انگشت سالم است .
ماده ۴۲۸ ـ احكام مذكور در مواد اين فصل در پا نيز جاري است . ( ۳۸۳ )
( ۳۸۳ ) راي اصراري : ۱۴۲ - ۱۳۶۸/۱۱/۱۰ رديف ۱۰۶/۶۷ : چون ضربه مغزي وارده حسب گواهي پزشكي صادره موجب اختلال در كار عضو يا تقليل در فعاليت اندامي از مصدوم نشده تا مستلزم ديه معينه باشد و شكستگي استخوان پا هم با بهبود نسبي و بقاء نقص عضو ( پا ) ديه معين خمس از نصف ديه كامله دارد .

فصل يازدهم - ديه ناخن
ماده ۴۲۹ ـ كندن ناخن به طوري كه ديگر نرويد يا فاسد و سياه برويد ده دينار واگر سالم وسفيد برويد پنج ديناراست .
فصل دوازدهم - ديه ستون فقرات ( ۳۸۴ )
( ۳۸۴ ) نظريه ۷/۱۱۱۳ - ۱۳۶۸/۲/۲۷ ا . ح . ق . : ديه شكستگي ستون فقرات جدا از ديه عوارض ديگري است كه بوجود مي آيد و دليلي بر تداخل ديات نيست .
ماده ۴۳۰ ـ شكستن ستون فقرات ديه كامل دارد خواه اصلا درمان نشود يا بعداز علاج به صورت كمان و خميدگي در آيد يا آن كه بدون عصا نتواند راه برود يا توانايي جنسي او از بين برود يامبتلا به سلس و ريزش ادرار گردد و نيز ديه جنايتي كه باعث خميدگي پشت شود يا آن كه قدرت نشستن يا راه رفتن را سلب نمايد ديه كامل خواهد بود .
ماده ۴۳۱ ـ هرگاه بعداز شكستن يا جنايت وارد نمودن بر ستون فقرات معالجه موثر شودواثري از جنايت نماند جاني بايد يكصد دينار بپردازد .
ماده ۴۳۲ ـ هرگاه شكستن ستون فقرات باعث فلج شدن هر دو پا شود براي شكستن ديه كامل و براي فلج دو پا دو ثلث ديه كامل منظور مي گردد .

فصل سيزدهم - ديه نخاع
ماده ۴۳۳ ـ قطع تمام نخاع ديه كامل دارد و قطع بعضي از آن به نسبت مساحت خواهد بود . ( ۳۸۵ )
( ۳۸۵ ) نظريه ۷/۱۲۵۷ - ۱۳۷۱/۶/۳ ا . ح . ق . : ديه قطع جزيي نخاع به ميزان مقطوع آن است و براي فلج جزيي ارش آن است . ديه قطع تمام نخاع ديه كامل و ديه فلج كامل ، دوسوم ديه كامل است .
نظريه ۷/۱۸۳۴ - ۱۳۷۱/۳/۱۱ ا . ح . ق . : ديه قطع نخاع از عرض ، ديه كامل آن است .

ماده ۴۳۴ ـ هرگاه قطع نخاع موجب عيب عضو ديگر شود اگر آن عضو داراي ديه معين باشد برديه كامل قطع نخاع افزوده مي گردد واگر آن عضو داراي ديه معين نباشد ارش آن بر ديه كامل قطع نخاع افزوده خواهد شد .
فصل چهاردهم - ديه بيضه
ماده ۴۳۵ ـ قطع دو بيضه دفعتا ديه كامل و قطع بيضه چپ دو ثلث ديه و قطع بيضه راست ثلث ديه دارد .
تبصره ـ فرقي در حكم مذكور بين جوان و پير و كودك و بزرگ و عنين و سالم و مانند آن نيست .
ماده ۴۳۶ ـ ديه ورم كردن دو بيضه چهارصد دينار است و اگر تورم مانع راه رفتن مفيد شود ديه آن هشتصد دينار خواهد بود .
فصل پانزدهم - ديه دنده
ماده ۴۳۷ ـ ديه هر يك از دنده هايي كه در پهلوي چپ واقع شده و محيط به قلب مي باشدبيست وپنج دينار و ديه هر يك از ساير دنده ها ده ديناراست . ( ۳۸۶ )
( ۳۸۶ ) نظريه ۷/۱۱۰۶ - ۱۳۸۰/۲/۵ ا . ح . ق : با توجه به آنچه در كتب فقهي آمده حكم مذكور درماده ۴۳۷ ق . م . ا . حكم شكستن دنده است و شكستگي دنده را نمي توان با ماده ديگري از جمله ۴۴۲ ق . م . ا . كيفر داد .

فصل شانزدهم - ديه استخوان زير گردن
ماده ۴۳۸ ـ شكستن مجموع دو استخوان ترقوه ديه كامل دارد و به شكستن هر كدام از آنها كه درمان نشود يا با عيب درمان شودنصف ديه كامل است واگر به خوبي درمان شود چهل دينارمي باشد .
فصل هفدهم - ديه نشيمنگاه
ماده ۴۳۹ ـ شكستن استخوان نشيمنگاه ( دنبالچه ) كه موجب شود مجني عليه قادر به ضبطمدفوع نباشد ديه كامل دارد و اگر قادر به ضبط مدفوع باشد و قادر به ضبط باد نباشد ارش پرداخت خواهد شد .
ماده ۴۴۰ ـ ضربه اي كه به حد فاصل بيضه ها و دبر واقع شود و موجب عدم ضبط ادرار يامدفوع گردد ديه كامل دارد و همچنين اگر ضربه به محل ديگري وارد آيد كه دراثر آن ضبط ادرار ومدفوع دراختيار مجني عليه نباشد .
ماده ۴۴۱ ـ از بين بردن بكارت دختر با انگشت كه باعث شود او نتواند ادرار را ضبط كند علاوه بر ديه كامل زن ، مهرالمثل نيز دارد .

فصل هجدهم - ديه استخوانها
ماده ۴۴۲ ـ ديه شكستن استخوان هر عضوي كه براي آن عضو ديه معيني است خمس آن مي باشد واگر معالجه شود و بدون عيب گردد ديه آن چهار پنجم ديه شكستن آن است و ديه كوبيدن آن ثلث ديه آن عضو و در صورت درمان بدون عيب چهار پنجم ديه خرد شدن ( ۳۸۷ ) استخوان مي باشد . ( ۳۸۸ )
( ۳۸۷ ) نظريه ۷/۱۱۰۵۷ - ۱۳۷۸/۱۱/۱۶ ا . ح . ق : منظور از خرد شدن مذكور در ماده ۴۴۲ ق . م . ا . همان كوبيده شدن است و ديه آن نيز به شرح مذكور در ماده مرقوم مي باشد .
( ۳۸۸ ) راي وحدت رويه ۶۱۹ - ۱۳۷۶/۸/۶ : مستفاد از ماده ( ۳۶۷ ) ق . م . ا . مصوب ۱۳۷۰ ، ارش اختصاص به مواردي دارد كه در قانون براي صدمات وارده به اعضاء بدن ديه تعيين نشده باشد . در ماده ( ۴۴۲ ) قانون مزبور براي شكستگي استخوان اعم از آن كه بهبودي كامل يافته و يا عيب و نقص در آن باقي بماند ، ديه معين شده است كه حسب مورد همان مقدار بايد پرداخت گردد . تعيين مبلغي زائد بر ديه با ماده مرقوم مغايرت دارد .
علي هذا نظر شعبه ۱۲ دادگاه تجديدنظر مركز استان صحيح و منطبق با قانون مي باشد . اين راي بر طبق ماده ( ۳ ) از مواداضافه شده به قانون آيين دادرسي كيفري مصوب مرداد ماه ۱۳۳۷ براي دادگاهها در موارد مشابه لازم الاتباع است .
نظريه ۷/۴۴۱۳ - ۱۳۶۷/۶/۳۰ ا . ح . ق . : شكستگي استخوان در مسابقه كشتي ديه دارد .
نظريه ۷/۴۰۷۶ - ۱۳۶۵/۷/۲۶ ا . ح . ق . : در صورتي كه دو استخوان از يك عضو شكسته شود براي هر استخوان بايد ديه جداگانه تعيين شود .
نظريه ۷/۲۳۳۴ - ۱۳۷۸/۶/۱ ا . ح . ق . : الف - در صورتي كه دو استخوان از يك عضو مانند پا شكسته شود براي هر استخوان طبق ماده ۴۴۲ ق . م . ا . بايد مستقلا ديه تعيين شود ، ولي اگر توسط شخص واحد و در يك زمان در يك استخوان چند شكستگي ايجاد گردد فقط يك ديه يعني ديه همان استخوان بايد پرداخت گردد .
ب - ايجاد چند شكستگي اعم از اينكه بر اثر يك ضربه باشد يا چند ضربه فرقي نمي كند .
ج - جدا شدن قسمتي از استخوان شكسته نيز مشمول مقررات مربوط به شكستگي استخوان است .
نظريه ۷/۱۵۵۶ - ۱۳۷۶/۹/۱۲ ا . ح . ق : با توجه به ماده ۴۴۲ و ۴۴۳ در مورد شكستن استخوان و باب دهم ق . م . ا . در جراحات بخصوص ماده ۴۸۱ ، اولا ديه جرح با شكستن استخوان جمع مي شود ، ثانيٹ جداشدن استخوان درصورتي كه نهايتٹ به نقص عضو منجر گردد بر طبق ماده ۴۹۵ ق . م . ا . جدا از ديه شكستن استخوان ارش هم دارد كه باهم جمع خواهد شد .
به نظريه ۷/۱۱۰۶ - ۱۳۸۰/۲/۵ ا . ح . ق . مندرج در پاورقي ماده ۴۳۷ نيز مراجعه شود .

ماده ۴۴۳ ـ در جدا كردن استخوان از عضو به طوري كه آن عضو بي فايده گردد دو ثلث ديه همان عضو است واگر بدون عيب درمان شود ، ديه آن چهار پنجم ديه اصل جدا كردن مي باشد . ( ۳۸۹ )
( ۳۸۹ ) نظريه ۴۷۷۱ - ۱۳۷۲/۵/۳ فقهاي شوراي نگهبان در خصوص متن ماده ۱۵۲ قانون ديات مصوب ۱۳۶۱ و ماده ۴۴۳ ق . م . ا . مصوب ۱۳۷۰ : منظور از جدا شدن استخوان در ماده مذكور در قانون ديات و ق . م . ا . اين است كه استخوان به كلي از مفصل بيرون آمده باشد كه قهراپ قسم خاصي از در رفتگي است نه مطلق دررفتگي و مقصودبريده شدن استخوان و جدا شدن آن از عضو نيست و با اين برداشت ماده مذكور مورد تاييد شوراي نگهبان قرار گرفته است .

فصل نوزدهم - ديه عقل
ماده ۴۴۴ - هر جنايتي كه موجب زوال عقل گردد ديه كامل دارد و اگر موجب نقصان آن شودارش دارد .
ماده ۴۴۵ ـ از بين بردن عقل يا كم كردن آن موجب قصاص نخواهد شد .
ماده ۴۴۶ ـ هرگاه دراثر جنايتي مانند ضربه مغزي يا شكستن سر يا بريدن دست ، عقل زايل شود براي هر كدام ديه جداگانه خواهد بود و تداخل نمي شود .
ماده ۴۴۷ ـ هرگاه دراثر جنايتي عقل زايل شود و ديه كامل از جاني دريافت شود و دوباره عقل برگردد ديه مسترد مي شود وارش پرداخت خواهد شد .
ماده ۴۴۸ ـ مرجع تشخيص زوال عقل يا نقصان آن دو نفر خبره عادل مي باشد واگردراثراختلاف راي خبرگان زوال يا نقصان عقل ثابت نشود قول جاني با سوگند مقدم است .

فصل بيستم - ديه حس شنوايي
ماده ۴۴۹ ـ از بين بردن حس شنوايي مجموع دو گوش ديه كامل واز بين بردن حس شنوايي يك گوش نصف ديه كامل دارد گرچه شنوايي يكي از آن دو قويتر از ديگري باشد .
ماده ۴۵۰ ـ هرگاه كسي فاقد حس شنوايي يكي از گوشهاباشد كركردن گوش سالم او نصف ديه دارد .
ماده ۴۵۱ ـ هرگاه معلوم باشد كه حس شنوايي بر نمي گردد يا دو نفر عادل اهل خبره گواهي دهند كه بر نمي گردد ديه مستقر مي شود واگر اهل خبره اميد به برگشت آن را پس از گذشت مدت معيني داشته باشد و با گذشتن آن مدت شنوايي برنگردد ديه استقرار پيدا مي كند واگر شنوايي قبل ازدريافت ديه برگردد ارش ثابت مي شود واگر بعد از دريافت آن برگردد ديه مسترد نمي شود و اگرمجني عليه قبل از دريافت ديه بميرد ديه ثابت خواهد بود .
ماده ۴۵۲ ـ هرگاه با بريدن هر دو گوش شنوايي ازبين برود دو ديه كامل لازم است و هرگاه بابريدن يك گوش حس شنوايي به طور كلي از بين برود يك ديه كامل و نصف ديه لازم مي شود اگر باجنايت ديگري حس شنوايي از بين برود هم ديه جنايت لازم است و هم ديه شنوايي .
تبصره ـ هرگاه دو نفر عادل اهل خبره گواهي دهند كه شنوايي از بين نرفته ولي در مجراي آن نقصي رخ داده كه مانع شنوايي است همان ديه شنوايي ثابت است .
ماده ۴۵۳ ـ هرگاه كودكي كه زبان باز نكرده دراثر كر شدن نتواند سخن بگويد جاني علاوه برديه شنوايي به پرداخت ارش محكوم مي شود .
ماده ۴۵۴ ـ هرگاه دراثر جنايتي حس شنوايي و گويايي از بين برود دو ديه كامل دارد .
ماده ۴۵۵ ـ اگركسي سبب پاره شدن پرده گوش ديگري شود محكوم به پرداخت ارش است .
ماده ۴۵۶ ـ در صورت اختلاف جاني و مجني عليه هرگاه با نظر خبره معتمد موضوع روشن نشود مورد از باب لوث است و مجني عليه با قسامه ديه را دريافت خواهد كرد . ( ۳۹۰ (
( ۳۹۰ ) به ماده ۲۵۴ همين قانون مراجعه شود .

فصل بيست و يكم - ديه بينايي
ماده ۴۵۷ ـ از بين بردن بينايي هر دو چشم ديه كامل دارد واز بين بردن بينايي يك چشم نصف ديه كامل دارد .
تبصره ـ فرقي در حكم مذكور بين چشم تيزبين يا لوچ يا شب كور و مانند آن نمي باشد .
ماده ۴۵۸ ـ هرگاه با كندن حدقه چشم ، بينايي از بين برود ديه آن بيش از ديه كندن حدقه نخواهد بود واگر دراثر جنايت ديگر مانند شكستن سر ، بينايي از بين برود هم ديه جنايت يا ارش آن لازم است و هم ديه بينايي .
ماده ۴۵۹ ـ در صورت اختلاف بين جاني و مجني عليه با گواهي دو مرد خبره عادل يا يك خبره مرد و دو زن خبره عادل به اينكه بينايي از بين رفته و ديگر برنمي گردد يا اينكه بگويند اميد به برگشت آن هست ولي مدت آن را تعيين نكنند ديه ثابت مي شود و همچنين اگر براي برگشت آن مدت متعارفي تعيين نمايند و آن مدت سپري شود و بينايي برنگردد ديه ثابت خواهد بود . و هرگاه مجني عليه قبل از سپري شدن مدت تعيين شده بميرد ديه استقرار مي يابد و همچنين اگر ديگري حدقه او را بكند ديه بينايي بر جاني اول ثابت خواهد بود . و هرگاه بينايي برگردد و شخص ديگري آن چشم را بكند ، بر جاني اول فقط ارش لازم مي باشد .
ماده ۴۶۰ ـ هرگاه مجني عليه مدعي شود كه بينايي هر دو چشم يا يك چشم او كم شده به ترتيب با آزمايش و سنجش با همسالان يا با مقايسه با چشم ديگرش به نسبت تفاوت ديه پرداخت مي شود و در صورتي كه از طريق آزمايش علم حاصل نشود از طريق قسامه اقدام مي شود .
ماده ۴۶۱ ـ هرگاه مجني عليه ادعا كند كه بينايي او زايل شده و شهادتي از متخصصان در بين نباشد حاكم او را با قسامه سوگند مي دهد و به نفع او حكم صادر مي كند .
تبصره ـ قسامه براي كوري دو چشم شش قسم و براي كوري يك چشم سه قسم و براي كم شدن بينايي به نسبت كم شدن آن مي باشد اعم از اينكه مدعي به تنهايي قسم ياد كند يا با افراد ديگر .

فصل بيست و دوم - ديه حس بويايي
ماده ۴۶۲ ـ از بين بردن حس بويايي هر دو مجراي بيني ديه كامل دارد و در صورت از بين بردن بويايي يك مجري نصف ديه است و قاضي در مورد اخير قبل از صدور حكم بايد به طرفين تكليف صلح بنمايد .
ماده ۴۶۳ ـ در صورت اختلاف بين جاني و مجني عليه هرگاه با آزمايش يا با مراجعه به دومتخصص عادل از بين رفتن حس بويايي يا كم شدن آن ثابت نشود با قسامه ( طبق تبصره ماده ۴۶۱ ) به نفع مدعي حكم مي شود .
ماده ۴۶۴ ـ هرگاه حس بويايي قبل از پرداخت ديه برگردد ارش آن پرداخت خواهد شد واگربعد از آن برگردد بايد مصالحه نمايند واگر مجني عليه قبل از سپري شدن مدت انتظار برگشت بويايي بميرد ديه ثابت مي شود .
ماده ۴۶۵ ـ هرگاه دراثر بريدن بيني حس بويايي از بين برود دو ديه لازم مي شود واگر دراثرجنايت ديگر بويايي از بين رفت ديه جنايت بر ديه بويايي افزوده مي شود واگر آن جنايت ديه معين نداشته باشد ارش آن بر ديه بويايي اضافه خواهد شد .

فصل بيست و سوم - ديه چشايي
ماده ۴۶۶ ـ از بين بردن حس چشايي موجب ارش است .
ماده ۴۶۷ ـ هرگاه با بريدن زبان حس چشايي از بين برود بيش از ديه زبان نخواهد بود واگر باجنايت ديگري حس چشايي از بين برود ديه يا ارش آن جنايت بر ارش حس چشايي افزوده مي گردد .
ماده ۴۶۸ ـ در صورتي كه حس چشايي برگردد ارش مسترد مي شود .
ماده ۴۶۹ ـ اگر با مراجعه به دو نفر كارشناس عادل مقدار جنايت روشن شود طبق آن عمل مي شود و گرنه در صورت لوث ، با قسامه مدعي حسب مورد حكم به نفع او صادر خواهد شد . ( ۳۹۱ )
( ۳۹۱ ) به ماده ۲۵۴ همين قانون مراجعه شود .

فصل بيست و چهارم - ديه صوت و گويايي
ماده ۴۷۰ ـ ازبين بردن صوت شخص به طور كامل كه نتواند صدايش را آشكار كند ديه كامل دارد گرچه بتواند با اخفات و آهسته صدايش را برساند .
ماده ۴۷۱ ـ از بين بردن گويايي به طور كامل كه نتواند اصلا سخن بگويد نيز ديه كامل دارد .
ماده ۴۷۲ - در جنايتي كه موجب نقصان صوت شود ارش است .
ماده ۴۷۳ ـ ارش جنايتي كه باعث از بين رفتن صوت نسبت به بعضي از حروف شود بايد بامصالحه معلوم گردد .

فصل بيست و پنجم - ديه زوال منافع
ماده ۴۷۴ ـ جنايتي كه موجب سلس و ريزش ادرار شود به ترتيب زير ارش دارد :
الف ـ در صورت دوام آن در كليه ايام تا پايان هر روز ديه كامل دارد .
ب ـ در صورت دوام آن در كليه روزها تا نيمي از هر روز دو ثلث ديه دارد .
ج ـ در صورت دوام آن در كليه روزها تا هنگام برآمدن روز ثلث ديه دارد .
تبصره ـ هرگاه سلس و ريزش ادرار در بعضي از روزها بود و بعدا خوب شود جريمه آن با نظرحاكم تعيين مي شود . ( ۳۹۲ )
( ۳۹۲ ) راي اصراري : ۱۵۳ - ۱۳۶۸/۱۱/۲۴ رديف ۴۳/۶۸ : نظر استنباطي شعب ۱۴۲ و ۱۴۴ دادگاه كيفري يك تهران در مورد اتهام شاكر صحيح نيست زيرا براي ده درصد اختلال خفيف در كنترل ادرار بايد ارش تعيين و به ديه شكستگي مهره كمر مصدومه اضافه شود .

ماده ۴۷۵ ـ اعمال ارتكابي زير باعث ارش است .
الف ـ باعث از بين رفتن انزال شود .
ب ـ قدرت توليد مثل و بارداري را از بين ببرد .
ج ـ لذت مقاربت را از بين ببرد .
ماده ۴۷۶ ـ جنايتي كه باعث از بين رفتن توان مقاربت به طور كامل شود ديه كامل دارد .
ماده ۴۷۷ ـ در هر جنايتي كه موجب زوال يا نقص بعضي از منافع گردد مانند خواب ـ لمس ياموجب پديد آمدن بعضي از بيماريها شود و ديه آن معين نشده باشد ارش تعيين مي شود . ( ۳۹۳ )
( ۳۹۳ ) نظريه ۷/۶۵۶۵ - ۱۳۷۱/۸/۱۹ ا . ح . ق . : فلج نسبي اعضاء از موارد ارش است .
ماده ۴۷۸ ـ هرگاه آلت رجوليت مرد از محل ختنه گاه و يا بيشتر قطع شود ديه كامل دارد و كمترازختنه گاه به نسبت مساحت ختنه گاه احتساب مي گردد و به همان نسبت از ديه پرداخت خواهدشد .
ماده ۴۷۹ ـ هرگاه آلت زنانه كلا قطع شود ديه كامل دارد و هرگاه يك طرف آن قطع شود نصف ديه دارد .

بالا
فهرست اصلي


  * باب دهم - ديه جراحات


باب دهم - ديه جراحات ( ۳۹۴ )
( ۳۹۴ ) نظريه ۱۳۶۴/۵/۲۳ - /۷/۶۷۷ ا . ح . ق . : سوختگيها اعم از عمدي و غير عمدي نوعي جراحت است .
نظريه ۷/۵۴۳۳ - ۱۳۷۱/۱۱/۲۴ ا . ح . ق . : ملاك تعيين ارش در جراحات ، ديه كامله انسان است .

فصل اول - ديه جراحت سر و صورت
ماده ۴۸۰ ـ ديه جراحت سر و صورت به ترتيب زير است ) ۳۹۵ )
( ۳۹۵ ) نظريه ۷/۵۳۶۳ - ۱۳۶۴/۱۱/۱۵ ا . ح . ق . : پيشاني و ابروها عرفاپ جزء صورت محسوب مي شوند .
نظريه ۷/۵۳۸۸ - ۱۳۶۷/۸/۲۱ ا . ح . ق : از گردن به بالا حسب مورد عرفٹ جزء سر يا صورت محسوب مي شود .

۱ - حارصه . خراش پوست بدون آنكه خون جاري شود ـ يك شتر .
۲ - داميه . خراشي كه از پوست بگذرد و مقدار اندكي وارد گوشت شود و همراه با جريان خون باشد كم يا زياد ـ دو شتر .
۳ - متلاحمه . جراحتي كه موجب بريدگي عميق گوشت شود لكن به پوست نازك روي استخوان نرسد ـ سه شتر .
۴ - سمحاق . جراحتي كه از گوشت بگذرد و به پوست نازك روي استخوان برسد ـ چهار شتر .
۵ - موضحه . جراحتي كه از گوشت بگذرد و پوست نازك روي استخوان را كنار زده واستخوان را آشكار كرده ـ پنج شتر .
۶ - هاشمه . عملي كه استخوان را بشكند گرچه جراحتي را توليد نكرده باشد ـ ده شتر .
۷ - منقله . جراحتي كه درمان آن جز با جابجا كردن استخوان ميسر نباشد ـ پانزده شتر .
۸ - مامومه . جراحتي كه به كيسه مغز برسد ثلث ديه كامل و يا ۳۳ شتر ديه دارد .
۹ - دامغه . جراحتي كه كيسه مغز را پاره كند غيراز ثلث ديه كامل ارش براو افزوده مي گردد .
تبصره ـ ديه جراحات گوش و بيني و لب در حكم جراحات سر و صورت مي باشد .

ماده ۴۸۱ ـ هرگاه يكي از جراحتهاي مذكور در بند هاي ۱ تا ۵ در غير سر و صورت واقع شوددر صورتي كه آن عضو داراي ديه معين باشد بايد نسبت ديه آن را با ديه كامل سنجيد آنگاه به مقدارهمان نسبت ديه جراحتهاي فوق را كه در غير سر و صورت واقع مي شود تعيين گردد و در صورتي كه آن عضو داراي ديه معين نباشد دادن ارش لازم است . ( ۳۹۶ )
( ۳۹۶ ) نظريه ۷/۳۱۷۷ - ۱۳۶۸/۱۱/۳ ا . ح . ق . مندرج در پاورقي ماده ۳۶۷ نيز ملاحظه شود .
نظريه ۷/۱۰۵۴۱ - ۱۳۷۱/۹/۳۰ ا . ح . ق . : در صورتي كه جرمي موجب جرح و شكستگي استخوان شود هر دو ديه بايد مورد حكم واقع گردد .
نظريه ۷/۳۱۳۶ - ۱۳۷۸/۸/۱۰ ا . ح . ق . : نظر به صريح ماده ۴۸۱ ق . م . ا . و با توجه به ماده ۴۹۵ همان قانون در باب ارش البكاره حاكم محكمه بايستي طبق نظر كارشناس مبادرت به تعيين ارش و صدور حكم نمايد در اين مورد نظر به اطلاق قانون بين بالغ و نابالغ تفاوتي نيست و حكم قضيه يكسان مي باشد .
نظريه ۷/۴۱۴۷ - ۱۳۷۹/۵/۱۰ ا . ح . ق : طبق فتواي حضرت امام قدس سره در تحريرالوسيله مساله ۵ صفحه ۵۸۴ و نظر صاحب جواهر رضوان اله عليه واطلاق ماده ۴۸۱ ق . م . ا . در صورت ازاله بكارت به عنف جاني بايد ارش بكارت را پرداخت كند و در صورتي كه بدون عنف و اكراه و با ميل دختر تحقق يافته باشد نيز ارش بكارت بايد پرداخت شود ، زيرا هر چند در اين امر خود مجني عليه مرتكب زنا شده و به حكم لامهر لبغي ، مهري به او تعلق نمي گيرد ولي مهر غير از ارش بكارت است و دليلي بر سقوط ارش بكارت كه با توجه به ذيل ماده ۴۸۱ ياد شده تعلق مي گيرد نيست .
نظريه ۷/۴۸۸۵ - ۱۳۸۱/۷/۲۹ ا . ح . ق : در صورتي كه زن بدون عنف و اكراه و شبهه تمكين كرده باشد استحقاق دريافت مهرالمثل را ندارد .
به نظريه ۷/۱۳۹ - ۱۳۸۲/۱/۱۱ ا . ح . ق . مندرج در پاورقي ماده ۴۲۵ مراجعه شود .
نظريه ۷/۸۴۰ - ۱۳۸۱/۵/۲۰ ا . ح . ق : چنانچه طبق نظر پزشكان ذي صلاح تورم محل خروج گلوله يا سياهي وكبودي محل اصابت گلوله لازمه و نتيجه شكستن استخوان باشد براي آن ارش يا ديه مستقلي تعيين نمي شود و درغيراين صورت حسب مورد ارش يا ديه آن بايد تعيين گردد .
جراحت حاصله در محل خروج گلوله ، لازمه شكستگي استخوان نيست و بايد ديه آن تعيين شود .

تبصره ـ جراحات وارده به گردن در حكم جراحات بدن مي باشد . ( ۳۹۷ )
( ۳۹۷ ) نظريه ۷/۳۷۶۹ - ۱۳۸۱/۴/۱۶ ا . ح . ق : با توجه به تبصره ذيل ماده ۴۸۱ ق . م . ا . در موردي كه جرح با گلوله به نحوي باشد كه از قسمت خلفي گردن وارد واز گونه راست مجني عليه بدون شكستگي استخوان خارج شود ، مجازات بر طبق بند ب ماده ۳۸۲ و بند ۳ ماده ۴۸۰ همان قانون تعيين خواهد شد .

فصل دوم - ديه جراحتي كه به درون بدن انسان وارد مي شود
ماده ۴۸۲ ـ ديه جراحتي كه به درون بدن انسان وارد مي شود به ترتيب زيراست ) ۳۹۸ )
( ۳۹۸ ) نظريه ۷/۰۲۶۴ - ۱۳۷۱/۱۰/۱۵ ا . ح . ق . : مطالبه ارش در امور جزايي نياز به تقديم دادخواست ندارد .
نظريه ۷/۱۰۲۶۴ - ۱۳۷۱/۱۰/۱۵ ا . ح . ق . : ارش به وسيله كارشناس تعيين مي شود و مطالبه آن در امور جزايي نياز به دادخواست ندارد .
نظريه ۷/۵۴۳۳ - ۱۳۷۱/۱۱/۲۴ ا . ح . ق . : ملاك تعيين ارش در جراحات ، ديه كامله انسان است .
نظريه ۷/۵۴۳۳ - ۱۳۷۱/۱۱/۲۴ ا . ح . ق . : انتخاب قضات به عنوان كارشناس براي تعيين ارش صحيح نيست .
نظريه ۷/۹۳۲ - ۱۳۷۸/۳/۱۶ ا . ح . ق . : نظر كارشناس يكي از ادله اثبات دعوي است مگر اينكه قاضي تشخيص دهد كه منطبق با واقع نيست كه آن موقع در صورت لزوم از كارشناسان ديگر استفاده خواهد كرد . بنابراين در صورتي كه نظريه پزشكي قانوني قاضي را اقناع نمايد و مرجع رسيدگي آن نظريه را منطبق با واقع تشخيص دهد بايستي مطابق آن عمل كند .
به نظريه ۷/۱۵۵۶ - ۱۳۷۶/۹/۱۲ ا . ح . ق مندرج در پاورقي ماده ۴۴۲ همين قانون مراجعه شود .

الف - جائفه ( جراحتي كه با هر وسيله و از هر جهت به شكم يا سينه يا پشت و يا پهلوي انسان وارد شود ثلث ديه كامل است ) . ( ۳۹۹ )
( ۳۹۹ ) نظريه ۷/۱۶۴۳ - ۱۳۶۸/۵/۲۴ ا . ح . ق . : در صورتي كه جراحت جائفه موجب صدمه عضو داخلي شودارش بر ديه جائفه افزوده مي شود .
نظريه ۷/۷۱۷۶ - ۱۳۷۹/۸/۸ ا . ح . ق : چون شكستگي استخوان ، ديه جدا از جائفه دارد لذا بايستي با ديه جائفه جمع و يكجا اجرا شود .

ب - هرگاه وسيله اي از يك طرف بدن فرو رفته و از طرف ديگر بيرون آمده باشد دو ثلث ديه كامل دارد . ( ۴۰۰ )
( ۴۰۰ ) نظريه ۷/۱۲۷۷ - ۱۳۷۰/۴/۲۷ ا . ح . ق . : براي ايراد جرح با گلوله كه منجر به شكستگي استخوان شود بايد دوديه تعيين گردد .
تبصره ـ وسيله وارد كننده جراحت اعم از سلاح سرد و گرم است . ( ۴۰۱ )
( ۴۰۱ ) نظريه ۷/۴۹ - ۱۳۶۵/۲/۸ ا . ح . ق . : براي صدماتي كه به اعضاي داخلي وارد آيد ارش تعيين مي شود . +
نظريه ۷/۶۵۵ ـ ۱۳۸۲/۴/۲۳ ا . ح . ق : عبارت ( وسيله واردكننده جراحت ، اعم از سلاح سرد و گرم است ) مذكوردر تبصره ذيل ماده ۴۸۲ ق . م . ا . به اين معني است كه وسيله واردكننده جراحت عام است و سلاح سرد و گرم خاص . بنابراين وسيله واردكننده جراحت مي تواند غير از سلاح سرد و گرم هم باشد و به همين جهت وسيله واردكننده جراحت شامل چاقو و شيشه نيز مي شود . نتيجه اين كه بزه جائفه به وسيله چاقو و غيره نيز محقق مي شود .

فصل سوم - ديه جراحتي كه در اعضاي انسان فرو مي رود
ماده ۴۸۳ ـ هرگاه نيزه يا گلوله يا مانند آن در دست يا پا فرو رود در صورتي كه مجني عليه مردباشد ديه آن يكصد دينار و در صورتي كه زن باشد دادن ارش لازم است . ( ۴۰۲ )
( ۴۰۲ ) نظريه ۷/۹۵۲۸ - ۱۳۸۱/۱۲/۲۷ ا . ح . ق : با عنايت به سياق عبارت مذكور در ماده ۴۸۳ ق . م . ا . يكصد دينارديه مقرره ، در قبال فرو رفتن يكي از آلات صدمه - از قبيل گلوله يا نيزه و مانند آن - است بنابراين در صورت تعدد آن ، ولو اينكه ورود صدمات ناشي از يك ضربت يا يك شليك باشد ، به تعداد صدمات مزبور ، ديه مقرره تعلق مي گيرد .

باب يازدهم - ديه جنايتي كه باعث تغيير رنگ پوست يا تورم مي شود
ماده ۴۸۴ ـ ديه ضربتي كه دراثر آن رنگ پوست متغير گردد به قرار زيراست ) ۴۰۳ )
( ۴۰۳ ) نظريه ۷/۳۳۸۲ - ۱۳۷۸/۷/۷ ا . ح . ق : چنانچه مرجع رسيدگي كننده ، ضمن رسيدگي و تحقيق از شهود ومطلعين قضيه و مشاهدات خود احراز نمايد كه ايراد ضرب وارده به صورت شاكي خصوصي منتهي به سياه شدن ياكبود شدن و يا سرخ شدن صورت مجني عليه شده است در اين صورت با توجه به شقوق الف و ب و ج ماده ۴۸۴ق . م . ا . ، حكم قانوني قضيه تعيين ديه است كه دادگاه ديه متعلقه را تعيين و در حكم منظور مي نمايد .
چنانچه در مورد ايراد ضرب ، دادگاه سياه شدن يا كبود و سرخ شدن صورت شاكي را احراز ننمايد و يا اينكه ضربه وارده به صورت شاكي منتهي به تغيير رنگ و تورم موضع نشده باشد در اين صورت حكم قانوني قضيه ، تعيين ارش است كه با كسب نظر پزشك قانوني آن را تعيين خواهد نمود .

الف ـ سياه شدن صورت بدون جراحت و شكستگي شش دينار .
ب ـ كبود شدن صورت سه دينار .
ج ـ سرخ شدن صورت يك دينار و نيم .
د ـ در ساير اعضاي بدن در صورت سياه شدن سه دينار و در صورت كبود شدن يك دينار و نيم ودر صورت سرخ شدن سه ربع ديناراست .
تبصره ۱ ـ فرقي در حكم مذكور بين زن و مرد و كوچك و بزرگ نيست و همچنين فرقي ميان تغيير رنگ تمام صورت يا قسمتي از آن و نيز فرقي بين آنكه اثر جنايت مدتي بماند يا زايل گرددنمي باشد .
تبصره ۲ ـ جنايتي كه باعث تغيير رنگ پوست سر شود دادن ارش لازم است .

ماده ۴۸۵ ـ جنايتي كه موجب تورم شود دادن ارش لازم است واگر موجب تورم و تغيير رنگ شود ارش آن بر ديه كه قبلا بيان شد افزوده مي شود .
ماده ۴۸۶ - ديه فلج كردن هر عضوي كه ديه معين دارد دو ثلث ديه همان عضواست و ديه قطع كردن عضو فلج ثلث ديه همان عضواست .

باب دوازدهم - ديه سقط جنين
ماده ۴۸۷ ـ ديه سقط جنين به ترتيب زيراست :
۱ - ديه نطفه كه در رحم مستقر شده بيست دينار .
۲ - ديه علقه كه خون بسته است چهل دينار .
۳ - ديه مضغه كه به صورت گوشت درآمده است شصت دينار .
۴ - ديه جنين درمرحله اي كه به صورت استخوان درآمده وهنوزگوشت نروييده است هشتاددينار .
۵ - ديه جنين كه گوشت واستخوان بندي آن تمام شده و هنوز روح در آن پيدا نشده يكصد دينار .
تبصره ـ در مراحل فوق هيچ فرقي بين دختر و پسر نمي باشد .
۶ - ديه جنين كه روح در آن پيدا شده است اگر پسر باشد ديه كامل واگر دختر باشد نصف ديه كامل واگر مشتبه باشد سه ربع ديه كامل خواهد بود .

ماده ۴۸۸ ـ هرگاه دراثر كشتن مادر ، جنين بميرد و يا سقط شود ديه جنين در هر مرحله اي كه باشد بايد بر ديه مادر افزوده شود .

ماده ۴۸۹ ـ هرگاه زني جنين خود را سقط كند ديه آن را در هر مرحله اي كه باشد بايد بپردازد وخود از آن ديه سهمي نمي برد . ( ۴۰۴ )
( ۴۰۴ ) به نظريه ۷/۱۴۸۱ - ۱۳۸۲/۳/۵ مندرج در پاورقي ماده ۶۲۳ مراجعه شود .

ماده ۴۹۰ ـ هرگاه چند جنين در يك رحم باشند به عدد هر يك از آنها ديه جداگانه خواهد بود .
ماده ۴۹۱ ـ ديه اعضاي جنين و جراحات آن به نسبت ديه همان جنين است .
ماده ۴۹۲ ـ ديه سقط جنين در موارد عمد و شبه عمد بر عهده جاني است و در موارد خطاي محض بر عاقله اوست خواه روح پيدا كرده باشد و خواه نكرده باشد .
ماده ۴۹۳ ـ اگر دراثر جنايت چيزي از زن ساقط شود كه منشا انسان بودن آن طبق نظر پزشك متخصص ثابت نباشد ديه و ارش ندارد لكن اگر دراثر آن صدمه اي بر مادر وارد شده باشد بر حسب مورد جاني محكوم به پرداخت ديه يا ارش خواهد بود .

باب سيزدهم - ديه جنايتي كه بر مرده واقع مي شود
ماده ۴۹۴ ـ ديه جنايتي كه بر مرده مسلمان واقع مي شود به ترتيب زيراست ) ۴۰۵ )
( ۴۰۵ ) نظريه ۷/۲۷۰۰ - ۱۳۷۷/۴/۸ ا . ح . ق . : سوزاندن بدن ميت هم مشمول ماده ۴۹۴ ق . م . ا . است .

الف ـ بريدن سر يكصد دينار .
ب ـ بريدن هر دو دست يا هر دو پا يكصد دينار و بريدن يك دست يا يك پا پنجاه دينار و بريدن يك انگشت از دست يا يك انگشت از پا ده دينار و قطع يا نقص ساير اعضا و جوارح به همين نسبت ملحوظ مي گردد . ( ۴۰۶ )
( ۴۰۶ ) از « قانون پيوند اعضاي بيماران فوت شده يا بيماراني كه مرگ مغزي آنان مسلم است » مصوب ۱۳۷۹/۱/۱۷ :
تبصره ( ۳ ) ماده واحده - پزشكان عضوتيم از جهت جراحات وارده بر ميت مشمول ديه نخواهند گرديد .

تبصره ـ ديه مذكور دراين ماده به عنوان ميراث به ورثه نمي رسد بلكه مال خود ميت محسوب شده و بدهي اواز آن پرداخت مي گردد و در راههاي خير صرف مي شود .

ماده ۴۹۵ ـ در كليه مواردي كه به موجب مقررات اين قانون ارش منظور گرديده با در نظرگرفتن ديه كامله انسان و نوع و كيفيت جنايت ميزان خسارت وارده طبق نظر كارشناس تعيين مي شود . ( ۴۰۷ )
( ۴۰۷ ) نظريه ۷/۰۲۶۴ - ۱۳۷۱/۱۰/۱۵ ا . ح . ق . : مطالبه ارش در امور جزايي نياز به تقديم دادخواست ندارد .
نظريه ۷/۱۰۲۶۴ - ۱۳۷۱/۱۰/۱۵ ا . ح . ق . : ارش به وسيله كارشناس تعيين مي شود و مطالبه آن در امور جزايي نياز به دادخواست ندارد .
نظريه ۷/۵۴۳۳ - ۱۳۷۱/۱۱/۲۴ ا . ح . ق . : ملاك تعيين ارش در جراحات ، ديه كامله انسان است .
نظريه ۷/۵۴۳۳ - ۱۳۷۱/۱۱/۲۴ ا . ح . ق . : انتخاب قضات به عنوان كارشناس براي تعيين ارش صحيح نيست .
نظريه ۷/۹۳۲ - ۱۳۷۸/۳/۱۶ ا . ح . ق . : نظر كارشناس يكي از ادله اثبات دعوي است مگر اينكه قاضي تشخيص دهد كه منطبق با واقع نيست كه آن موقع در صورت لزوم از كارشناسان ديگر استفاده خواهد كرد .
بنابراين در صورتي كه نظريه پزشكي قانوني قاضي را اقناع نمايد و مرجع رسيدگي آن نظريه را منطبق با واقع تشخيص دهد بايستي مطابق آن عمل كند .
به نظريه ۷/۱۵۵۶ - ۱۳۷۶/۹/۱۲ ا . ح . ق مندرج در پاورقي ماده ۴۴۲ همين قانون مراجعه شود .
به نظريه ۷/۷۵۰۱ ـ ۱۳۷۷/۱۰/۱۳ ا . ح . ق . مندرج در پاورقي ماده ۳۶۷ همين قانون مراجعه شود .

ماده ۴۹۶ ـ دراين قانون مواردي از ديات كه ديه بر حسب دينار يا شتر تعيين شده است شتر ودينار موضوعيت ندارد و منظور نسبت مشخص از ديه كامله است و جاني درانتخاب نوع آن مخيرمي باشد . ( ۴۰۸ )
( ۴۰۸ ) به بخشنامه شماره ۱/۷۸/۱۲۹۴۱ مورخ ۱۳۷۹/۱۲/۸ رياست محترم قوه قضاييه مندرج در پاورقي ماده ۳۰۲ مراجعه شود .

ماده ۴۹۷ ـ كليه قوانيني كه با اين قانون مغاير باشند ملغي است .
موضوع « مجازات اسلامي » مشتمل بر چهارصد و نود و هفت ماده و يكصد و سه تبصره كه طبق اصل هشتاد و پنجم قانون اساسي در جلسه روز سه شنبه هشتم مرداد ماه يكهزار و سيصد و هفتاد كميسيون امور قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيده و در جلسه علني روز سه شنبه مورخ هجدهم دي ماه يكهزار و سيصد و شصت و نه با پنج سال مدت اجراي آزمايشي آن موافقت گرديده ( ۴۰۹ ) و ماده ( ۵ ) آن مورد اختلاف مجلس و شوراي نگهبان قرارگرفته ، در اجراي اصل يكصد و دوازدهم قانون اساسي در جلسه روز پنجشنبه مورخ هفتم آذرماه يكهزار و سيصد و هفتاد مجمع تشخيص مصلحت نظام بررسي و ماده ( ۵ ) لايحه فوق الذكر عينا به تصويب مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيده است .
( ۴۰۹ ) بر اساس قانون تمديد مدت آزمايشي قانون مجازات اسلامي مصوب ۱۳۷۵/۱۲/۱۲ ، مدت اجراي آزمايشي اين قانون ده سال تمديد گرديده است .

بالا
فهرست اصلي


 *English
Lawyer Search <  
Francias* 
 *كانون جهاني (IBA)

اتحاديه كانونها
 *سوابق و اساسنامه
 *همايش و بيانيه‌ها
 *كميسيون‌انفورماتيك

كانونهاي وكلا
 *فارس و بنادر
 *آذربايجان شرقي
 *آذربايجان غربي
 *اصفهان
 *مازندران
 *خراسان
 *گيلان
 *قزوين و زنجان
 *كرمانشاه و ايلام
 *خوزستان و لرستان
 *همدان
 *قم
 *كردستان
 *گلستان
 *اردبيل
 *مركزي

امور وكلا و كارآموزان
 *مصوبات کانون
 *كميسيون حقوقي
 *كارآموزي و اختبار
 *آزمون وكالت
 *نظرات وكلا
 *انتخابات كانون

نشريه داخلي

مجله حقوقي

منابع حقوقي
 *بانك قوانين
 *آراء قضائي
 *نظرات مشورتي
 *كتابخانه
 *مقالات حقوقي
 *تازه‌هاي حقوقي

امور حقوقي
 *مراجع قضايي
 *لوايح و اوراق
 *نكته‌ها و لطائف
 *دانشكده‌هاي حقوق
 *چهره‌هاي تاريخي

سايتهاي اطلاع رساني
 *حقوقي و داخلي
 *حقوقي خارجي

گوناگون
 *انجمن‌هاي حقوقي
 *آموزش غيرحضوري
 *پرسش و پاسخ
 *نيازمنديها
 *امور ورزشي



  لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
All Rights Reserved.
© 2003 Iranian Bar Associations Union
No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran
Phone: +98 21 8887167-9     Fax: +98 21 8771340    
Site was technically designed & developed by Nima Norouzi